
|
وبلاگ دامپزشک اطلاعات دامپزشکی
| |||||||
|
دونوع اسهال خونی در بره های نوزاد شناخته شده که عامل آنها دو میکروب متفاوت است . ۱- بیماری اسهال معمولا در بره های یک روزه تا دو هفته را مبتلا میسازد . در شکل حاد ، بره ی مبتلا ممکن است بدون نشان دادن اسهال در چند ساعت تلف شود . امکان دارد مدفوع قبل از مرگ آبکی و خونین شود . اغلب اوقات بیماری به شکل تحت حاد ظاهر می شود . و در این حالت یک اسهال شدید و گاهی توام با لکه های خون وجود دارد . کمی بعد مدفوع نیمه جامد میشود و دم حیوان و ناحیه میان دو ران می چسبد . میزان مرگ و میر تقریبا صد در صد است .در بدو تولد میتوان بره ها را با تزریق آنتی توکسین از ابتلا حفظ کرد . ۲- بیماری توام با اسهال در بره های نوزاد که در اماکن سر پوشیده متولد شده اند ، که باعث تلفات سنگین میشود .در اکثر موارد نشانه ها بیست تا سی و سه ساعت بعد از ظهور تولد ئ به ندرت در بره های مسن تر بعد از ۴۸ ساعت ظاهر می شود . اولین نشانه ظهور اسهال است که مدفوع نیمه جامد و زرد رنگ می شود . بره ها بی حال هستند و علاقه ایی به شیر خوردن ندارند . پشت خود را قوس می کنند و گوش و دم انها افتاده است . در حالت کشنده ، در عرض ۱۲ ساعت اسهال شدیدتر و مدوفع آبکی روشن به خاکستری و بدبو میشود و گاهی در آن لکه های خون مشاهده می شود . تلفات بین ۱۵ تا ۷۵ درصد است . عواملی مانند رطوبت ، سردی ، وضعیت بهداشتی نامناسب ، جایگاه زایمان در بروز بیماری موثرند . پیشگیری: رعایت اصول بهداشتی ، عامل اصلی جلوگیری از بیماری است . در زایمان در مرتع بیماری صورت نمیگیرد . جایگاه باید کاملا خشک باشد . میشها را هیچگاه نباید در جایگاه بسته نگه داشت مگر در موارد خیلی ضروری . درمان : درمان تا حد کمی موثر است . تجویز کمی از سولفامیدها در ۴ الی ۶ ساعت پس از تولد و تکرار در ۸ ساعت و تتراسکلین ها در درمان موثرند. [ سه شنبه بیست و چهارم اسفند 1389 ] [ 18:49 ] [ سعید گرایی ]
بیماری اسکرپی بدون تب کشنده و مزمن می باشد بیماری در گوسفند و بز بوده و به وسیله عاملی ایجاد می شود که میتوان ان را از دامی به دام دیگر منتقل ساخت . این عامل در بدن میزبان ازدیاد میکند . هیچ گونه شواهدی برای برقراری ایمنی در دامهای بیمار و یا به ظاهر شفا یافته نیست . حساسیت در برابر بیماری اسکرپی ممکن است ارثی بوده یا بیماری به وسیله ی تماس مستقیم و یا احتمالا اشیا آلوده امکان پذیر است . انتقال عمومی در میش و قوچ های آلوده امکان پذیر است . اما در بزها انجام نمی گیرد . نشانی های اولیه پدیده های عصبی زود گذر است که گاه گاه به فاصله چندین هفته و مالش بدن به اجسام شروع می شود . خارش بیشتر در بالای کپل و ران ها و قاعده ی دم آشکار می شود . لرزش عضلانی ، طرز راه رفتن غیر عادی و لاغری شدید ، عدم توانایی در بلع ، استفراغ ، از بین رفتن صدای گوسفند و کوری است . خارش در بز کمتر است . پیشگیری : تمای حیواناتی که نشانی بیماری را آشکار میکنند باید ذبح شوند . اصطبل و پناهگاهای گوسفند باید تمیز و به محلول ۲ درصد سود سوز آور ضد عفونی شود از تماس دامهای حساس با جفت میشهای آلوده باید حتی المکان جلوگیری نمود . درمان : هیچ گونه درمانی در تغییر مسیر بیماری موثر نیست . منبع : سایت دامکده [ سه شنبه بیست و چهارم اسفند 1389 ] [ 18:49 ] [ سعید گرایی ]
![]()
![]()
![]()
ماده: قد: 21-20 اینچ وزن: 60-40 پوند
![]()
غذا : متوسط
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() [ پنجشنبه نوزدهم اسفند 1389 ] [ 10:2 ] [ سعید گرایی ]
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]() [ پنجشنبه نوزدهم اسفند 1389 ] [ 10:0 ] [ سعید گرایی ]
.
- نژادهاي قديمي اسب ايران اسب قدرتمند نسايي را تشکيل دادند. - اسب نسايي از غرب ايران به بين النهرين و سپس عربستان و ديگر ممالک عربي برده شد. - با توجه به نبود اسب در صحاري عربستان و مصر، اسب هاي برده شده اهميت و قدر و منزلت خاصي داشتند و در نزد روساي قبايل به بهترين نحو نگهداري و پرورش يافتند. قبيله هاي عرب تعصب خود بر روي تبار قبيله اي را در مورد اسب هاي ارزشمند و زيبايشان نيز حفظ کردند و با توجه بسيار به تکثير و پرورش آنها پرداختند و تيره هاي مختلف اسب عرب پديد آمد. - توجه به شکوه و زيبايي خيره کننده هر اسب که برتري مالک آن را ثابت مي کرد، انتخاب جهت بهبود نژاد را به سمت گزينش اسب هاي زيباتر و ظريف تر برد. - از طرفي نياز به استفاده در شرايط سخت بيابان هاي بي آب و علف، انتخاب اسب هاي قويتر و با استقامت بيشتر را لازم نمود. - بدين ترتيب اسب عرب با زيبايي هر چه تمام تر و قدرت بالا در طي قرن ها به صورت نژادي ارزشمند درآمد. - نقش اعراب و قبايل مختلف آن در ايجاد اين نژاد با ارزش و محبوب انکار ناپذير مي باشد. - در جريان جنگ هاي صليبي، اروپاييان با اين اسب توانا و زيبا آشنا شدند و شهرت آنان به قدري شد که حتي هر اسب شرقي را عربي خطاب مي کردند. پس از اين دوران اسب هاي عرب به اروپا راه يافتند. - در سال هاي پس از جنگ جهاني دوم اصلاحات فراواني بر روي نژاد اسب عرب صورت گرفت و بيشتر به سمت گزينش اسب هاي زيباتر و ظريف تر حرکت نمود. در اين مسير بخش قابل توجهي از توان اسب عرب که شامل قدرت آن نيز مي شد، کمرنگ شده و زيبايي مخصوصا" سر پر اهميت تر گشت. - نقش قبايل عرب ساکن ايران در بهبود اين نژاد و اهتمام فراواني که در نگهداري و پرورش اين نژاد داشته اند بسيار ارزشمند بوده است. - اسبي که امروزه در دنيا به نام عرب ايراني مطرح است، از سرشاخه هاي قديميترين اسب هاي خالص عرب مي باشد که در نتيجه بهبود نژادي قبايل عرب، اسبان ارزشمندي به دست آمدند. اين گروه، خصوصيات اسبان عرب باستاني را بيش حفظ کرده اند و دست نخورده تر باقي مانده اند. نحوه اصلاح نژاد و پرورش اين اسب ها، توليد اسب هاي مرغوبي را باعث شد که هم در زيبايي و تناسب و هم در توان و قدرت نمونه بودند. اين گروه که به نام اسب عرب ايراني معروف مي باشد، با وجود همه ضربه هايي که ديده همچنان تا روزگار ما باقي مانده است و از ذخاير ارزشمند ژنتيکي کشورمان محسوب مي شود. - هر چند که ورود خون اسب هاي عرب وارداتي طي ساليان گذشته، تعداد زيادي از جمعيت اين ذخيره ارزشمند را به شدت از خلوص تاريخي خود خارج نموده است، اما توجه به ارزش واقعي اين اسب هاي تاريخي طي سال هاي اخير، اميدواري به حفظ آنها را زنده کرده است. - هنوز هم مي توان اسب هاي بي نظير عرب ايراني را که هم از نظر زيبايي مثال زدني هستند و هم از نظر قدرت، سرعت و استقامت نمونه، در گوشه و کنار ايران زمين پيدا کرد. - خصوصيات: سر کوچک و سبک، گوش ها کوتاه، پيشاني صاف يا کمي برجسته، گردن بلند و کماني، فاصله زياد بين چشم ها، فک عميق، پشت کوتاه، کپل افقي و دم پر پشت و در هنگام حرکت بالا، قلم ها کوتاه، استقامت زياد در مسيرهاي طولاني. - اگر به اين نکته مهم توجه کنيم که اين تيپ از اسب عرب فقط مخصوص ايران بوده و برعکس اسب هاي داراي خون مصري و آمريکايي و ... در جاي جاي زمين، يافت نمي شود، ارزش و اهميت حفظ اين گنجينه تاريخي را بيشتر خواهيم دانست. - موفقيت کشورهاي توليد کننده اسبان عرب زيبايي امروزي در آن است که اسب هايي توليد مي کنند که از لحاظ زيبايي، ديگران توان توليد آنها را ندارند. ما هم قدر داشته هايمان را داشته باشيم و گوهرهايي توليد نماييم که قدرت، سرعت، استقامت و زيبايي را همزمان دارند و ديگران از داشتن آن محرومند. بي شک آينده متعلق به کساني است که بازار بي رقيب جهاني را در انحضار خود خواهند داشت. [ پنجشنبه نوزدهم اسفند 1389 ] [ 9:57 ] [ سعید گرایی ]
بيماريهاي ميکروبي به تدريج که انسان با ابيماريهاي باکتريايي، ويروسي و انگلي آشنا و به کشف عامل آنها دست يافت عوامل بيماري زا را در انسان و حيوانات مورد بررسي قرار داد و در همين ارتباط بيماريهاي اسب به خصوص بيماريهاي مشترک بين اسب و انسان نيز مورد توجه قرار گرفت. خوشبختانه تعداد بيماريهاي مشترک بين انسان و اسب زياد نيست و ما در اينجا بر حسب اهميت و به طور مختصر به آنها اشاره مي نماييم: بيماريهاي ميکروبي مشمشه مشمشه يکي از قديميترين و خطرناکترين بيماريهاي تک سمي ها به خصوص اسب بوده و در رديف بيماريهاي مشترک بين انسان و دام نيز قرار دارد. عامل بيماري پزودوموناس مالئي است. چنانچه اسبي مبتلا به بيماري مشمشه شود به راحتي باکتري عامل بيماري را از طريق طريق ترشحات خود به خارج دفع و ساير حيوانات حساس و انسان را مبتلا مي سازد. ميکروب مشمشه از راه تنفس و خراش ها و زخمهاي جلدي قابل سرايت است. علايم بيماري در فرم حاد عبارت از تب شديد، کاهش اشتها، سرفه، ريزش زرد رنگ از بيني و ايجاد التهاب در بعضي از نقاط بدن و تورم طناب لنفاتيک مي باشد. فرم مزمن بيماري ممکن است با اختلالات ريوي و يا بدون عوارض مشخص ديده شود. کـــــزاز کزاز از بيماريهاي حاد و عفوني انسان و دام مي باشد و با تاثير زهرابه باکتري در روي سلسله اعصاب مشخص مي شود. باکتري عامل بيماري (کلستريديوم تتاني) از راه خراش و زخمهاي جلدي وارد بدن مي شود و در بافت هاي مجروح رشد کرده و توليد زهرابه مي نمايد. تمام حيوانات به بيماري کزاز مبتلا مي شوند ولي تک سميها بيشتر از ساير حيوانات به بيماري حساس هستند. علايم بيماري با سفت شدن عضلات شروع و درجه حرارت بدن به سرعت بالا مي رود و گاهي به 42 تا 43 درجه مي رسد. حيوان در اثر انقباض عضلات گردن از خوراک مي افتد. گوشهاراست و تمام بدن خشک و حالت صلابت به خود مي گيرد. بزاق زيادي از دهان حيوان جاري مي شود و ادرار و مدفوع حبس مي گردد. پلک سوم بيرون آمده و روي قسمتي از چشم را مي پوشاند. در شکل حاد بيماري حيوان در مدت کوتاهي دچار انقباضات شديد و عضلاني و قطع حرکات تنفسي شده و به زودي تلف مي گردد. حيوانات بيمار ميکروب را به وسيله مدفوع خود به خارج پراکنده و به راحتي بستر و لوازم خود را آلوده مي سازند. انسان هايي که در تماس با حيوان بيمار و ابزار و وسايل او هستند از راه خراشهاي جلدي و يا در اثر زمين خوردن در معرض آلودگي قرار مي گيرند. سياه زخم (شاربن) سياه زخم يا شاربن از زمانهاي قديم در بيشتر نقاط دنيا وجود داشته و مشترک بين انسان و حيوانات علفخوار مي باشد. عامل بيماري باسيلوس آنتراسيس است. اسب نسبت به بيماري حساس بوده و از طريق زخمها و خراشهاي جلدي و يا بلع ميکروب (از طريق خراشهاي موجود در دهان) و يا در اثر نيش حشرات آلوده به بيماري مبتلا مي شود. علايم بيماري در حيوان گاهي به حدي شديد است که با ساير بيماريها مثل پيچ خوردگي روده اشتباه مي شود. در اين حالت ادرار و مدفوع خوني بوده و کف همراه با خون از دهان و بيني جاري مي شود و حيوان در مدت 3 تا 6 روز تلف مي گردد. در کالبدگشايي، طحال حيوان بزرگ و رگها پر خون و سياه مي باشد. در صورتيکه بيماري از طريق نيش حشرات وارد بدن شود تب، نفس تنگي و دل درد در حيوان ديده مي شود. اورام گرم در ناحيه گلو و جلو شانه ظاهر و به تدريج به حجم آنها اضافه مي گردد. انسان در اثر تماس با دام مبتلا و يا لاشه آن از طريق خراشهاي جلدي و مخاطي بيمار مي گردد. شاربن روده اي در انسان با مصرف گوشت و اعضا آلوده حيوان بيمار حادث مي شود. چنانچه لاشه حيوانات شاربني در زمين پراکنده شود خاک آن نواحي تا مدتها حاوي باکتري بوده و در انتقال بيماري نقش دارد. به همين دليل توصيه مي شود لاشه حيوانات شاربني حتما" بايد در عمق زياد و همراه با چند لايه آهک دفن شود. ساير از ديگر بيماريهاي مشترک انسان و اسب ميکروبي که کمتر ديده مي شوند مي توان به بروسلوز، سل، مليوئيدوزيس يا شبه مشمشه، سالمونلوز اسب، لپتوسپيروز، ليستريوز، کورينه باکتريوم پزودوتوبرکولوزيس و کورينه باکتريوم اکويي نام برد. بيماريهاي ويروسي هـــــاري بيماري هاري يکي از خطرناکترين بيماريهاي واگير و مشترک بين انسان و کليه حيوانات پستاندار مي باشد. عامل بيماري ويروس مي باشد که در کليه حيوانات خونگرم ايجاد بيماري کشنده مي نمايد. سگ و گربه بيشتر از ساير حيوانات نسبت به بيماري هاري حساس مي باشند. ويروس عامل بيماري در بزاق فراوان بوده و گازگرفتن توسط حيوانات هار عادي ترين راه انتقال بيماري به انسان و ساير دامها مي باشد. ويروس اين بيماري تمايل به دستگاه عصبي دارد و جراحاتي در اين بافت ايجاد مي کند. اولين نشانه هاي بيماري در اسب وجود خارش در محل گازگرفتگي است. اسب بيمار مضطرب بوده، غذا نمي خورد و مرتب محل گزش را با دندان خود گاز مي گيرد، به پرستار و افراديکه به او نزديک مي شوند حمله مي کند و اگر فرار نکنند آنها را به شدت گاز مي گيرد. به تدريج نشانه هاي فلجي در عضلات گلوي دام ظاهر شده و حيوان با وجود تشنگي مفرط نمي تواند آب بخورد. فلجي کم کم به پاها رسيده، حيوان به زمين مي خورد و در مدت کوتاهي تلف مي شود. آبــــــــله آبله اسب قابل سرايت به انسان و گاو مي باشد. نشانيهاي بيماري در اسب عبارت از وجود جراحات و دانه هايي در سطح داخلي دهان، زير زبان، لثه ها و لب مي باشد. دانه ها کم کم چرکي شده و حيوان دچار تب مي شود. بزاق از گوشه دهان جاري شده و ميل به غذا ندارد. جراحات به تدريج وسعت يافته و به مخاط بيني نيز سرايت مي کند. کره اسبها به بيماري حساس تر بوده و گاهي تلف مي شوند. در صورتيکه دانه هاي آبله در روي پاهاي حيوان و در ناحيه بخلق ظاهر شود اندکي لنگش ايجاد کرده کم کم دانه ها چرکي شده و روي آنها را دلمه خشک مي پوشاند و حال حيوان بهبود مي يابد. آنسفاليت ويروسي اسب آنسفاليت ويروسي از بيماريهاي عفوني است مه اسبها را مبتلا ساخته و موجب ابتلا انسان نيز مي شود. آنسفاليت ويروسي داراي انواع مختلف بوده و از آن جمله آنسفاليت ويروسي ونزوئلايي مي باشد. نشانيهاي بيماري در اسب اختلال در شناسايي، عوارض عصبي، عدم تعادل، تب و فلجي مي باشد. دفع مدفوع و ادرار مشکل شده، حيوان دايره وار راه مي رود و کم کم فلجي ظاهر مي شود و حيوان زمين گير و در مدت 2 تا 4 روز تلف مي گردد. تعدادي از اسبهاييکه فلج نمي شوند زنده مي مانند. ناقل اصلي بيماري پشه ها مي باشند ولي انتقال از اسب به اسب نيز امکان پذير است. آنسفاليت ويروسي آمريکاي شمالي، شرقي و غربي و آنسفاليت ژاپني نيز وجود دارد که کمتر اسب را مبتلا مي سازد. آنسفاليت ژاپني در حقيقت يک بيماري انساني است که در بيشتر موارد انسان عفونت را به حيوانات منتقل مي سازد. آنفولانزاي ويروسي اسب آنفولانزاي اسب بيماري مسري بوده که در شرايط طبيعي تک سمي ها بيشتر به آن مبتلا مي شوند. در نقاطي که تعداد زيادي اسب در مجاورت هم قرار گيرند بيماري به سرعت در بين آنها اشاعه مي يابدو اسبهاي جوان به بيماري حساس تر مي باشند و زماني که بيماري شيوع پيدا کند اسبهاي مسن نيز به آن مبتلا مي شوند. علايم بيماري در اسب عبارت است از تب شديد، بي اشتهايي، ريزش اشک، هجوم الدم بافت چشم و ريزش از بيني. در بعضي از موارد ذات الريه و کور شدن چشم نيز ديده مي شود که در اين صورت منجر به مرگ حيوان مي شود. امکان وجود يرقان و نفريت نيز در اسب گزارش شده است. بيماري از طريق ترشحات بيني، عطسه يا سرفه به خارج پخش و سبب ابتلا ساير اسبها و ديگر موجودات مهره دار و از جمله انسان مي گردد. تورم دهان طاولي اين بيماري قابل سرايت به اسب، گاو، خوک و انسان مي باشد. دوره کمون بيماري 1 تا 3 روز است. علايم بيماري تب و افزايش بزاق در هنگام غذا خوردن است که به تدريج دانه هايي در سطح زبان و روي لبها ظاهر مي شود. دانه ها طي 48 ساعت پاره شده و تمام سطح زبان و لبها را فرا مي گيرد و حيوان از خوراک مي افتد. ويروس عامل بيماري از طريق ترشحات آلوده حيوان و گاهي از طريق حشرات انتقال مي يابد. بيماري معمولا" خطرناک نيست و دامهاي مبتلا به زودي بهبود حاصل مي کنند. بيماريهاي قارچي و انگلي کوکسيديوئيدوميکوز انسان و حيوانات در اثر استنشاق هاگ قارچ کوکسيديوئيديس ايمي تيس که در زمين رشد مي کند مبتلا به بيماري مي شوند. علايم بيماري در اسب عبارت است از لاغري، تب متغير، خيز در پاها، کم خوني و ازدياد گلبولهاي سفيد خون که در بعضي از موارد دل دردهاي متناوب نيز وجود دارد. پارگي کبد در بعضي مواقع ديده مي شود که به تلف شدن حيوان منجر مي گردد. کچـــــلي کچلي از بيماريهاي قارچي پوستي مي باشد که اين قارچ به بافتهاي پوششي و شاخي و الياف مو حملخ مي کند. در اسبها بيماري با ايجاد لکه هاي گردي در پوست شروع مي شود و پس از چند روز موها فاسد شده و مي ريزند. سطح پوست خاکستري رنگ و شوره هاي ريزي در پوست ظاهر مي شود. سپس پوسته پوسته شده و خارش شديد در حيوان ايجاد مي کند. در صورتيکه مراقبتهاي لازم انجام شود پس از مدت 25 تا 30 روز بهبود حاصل مي شود. در صورتيکه محل کچلي در زير زين يا تنگ اسب باشد در اثر تحريک بهبودي به تاخير مي افتد و ممکن است به ساير نقاط بدن نيز سرايت کند. بيشتر کچلي هاي انسان از حيوانات سرايت مي کند، به خصوص در نقاط روستايي و جاهاييکه تماس نزديک با اسب و گاو وجود دارد. لنفانژيت واگير(مشمشه کاذب) لنفانژيت واگير از بيماريهاي مزمن اسب بوده که توسط يکي از انواع قارچها به نام هيستو پلاسمافارسي مي نوزوم به حيوان سرايت مي کند. اين قارچ از راه خراشهاي پوستي و از طريق لوازم آلوده مثل زين، عرق گير و لوازم تيمار وارد بدن اسب مي شود. زمانيکه اين قارچ به بافتهاي زير پوست مي رسد، قرحه هايي در امتداد عروق لنفي به وجود مي آورد. اين قرحه ها کم کم ضخيم شده و سرباز مي کند. جراحات و ورم بيشتر در اطراف مفصل خرگوشي و يا در تمام قسمتهاي پا مشاهده مي شود، که اغلب بدون درد مي باشد. اين عوارض ممکن است در ساير نقاط بدن و يا مخاط بيني نيز ديده شود که در اين صورت با بيماري مشمشه قابل اشتباه مي باشد ولي بايد توجه داشت که در اين بيماري تست ماليين منفي است. اين بيماري قابل سرايت به انسان و گاو مي باشد. جـــــــرب اسب جربهاي مختلفي در اسب ايجاد بيماري مي کنند که مهمترين آنها عبارتند از جرب دمودکس اکويي، جرب سارکوپتيک، جرب پزوروپتيک و جرب کوريوپتيک مي باشد. جرب پزوروپتيک در اسب ايجاد دلمه هايي در قاعده يال و دم کرده، دلمه ها کم کم بزرگ شده و توليد خارش شديد مي نمايد و حيوان بدن خود را به در و ديوار مي مالد. گاهي اوقات ممکن است جراحات در قسمتهاي فاقد مو مثل زير بغل، پستان و بيضه نيز ديده شود. جرب از طريق تماس مستقيم و يا از طريق استفاده مشترک از وسايل مثل زين، عرق گير، افسار و ... قابل انتقال است. جربهاي اسب قابل انتقال به انسان مي باشد. ساير از ديگر بيماريهاي مشترک انگلي انسان و اسب مي توان به هيستوپلاسموز، رينوسپوريديوز و توکسوپلاسموز نام برد [ پنجشنبه نوزدهم اسفند 1389 ] [ 9:53 ] [ سعید گرایی ]
![]()
![]() ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
[ پنجشنبه نوزدهم اسفند 1389 ] [ 9:50 ] [ سعید گرایی ]
کدام جانور میتواند 120 سال بدون آب زنده بماند، سرمای صفر مطلق و گرمای 150 درجه سانتیگراد را تحمل کند، در شرایط خلاء دوام بیاورد و حتی از پرتوهای کشنده ایکس و گاما جان به در ببرد؟
تنبلها (Tardigrades)، بیمهرگان ریزی هستند که در بزرگترین حالت 1.5 میلیمتر طول دارند و از چشمههای آب شیرین گرفته تا سکونتگاههای دریایی، و از گلسنگهای باغها تا نوک بلندترین کوهها، در همه جا به وفور یافت میشوند. به گزارش نیوساینتیست، آنها به لطف تواناییشان در متوقف کردن سوخت و ساز بدن تا بهتر شدن شرایط زندگی، پرطاقتترین مخلوقات زمین هستند. در حقیقت تنبلها رکورددار زنده ماندن در انواع شرایط سخت و طاقتفرسا هستند.
از جمله سختترین شرایط که تنبلها در آن زنده میمانند میتوان موارد زیر را نام برد: • زندگی بدون آب به مدت 120 سال! • یخ زدن تا دمای منفی 272.8 درجه سانتیگراد که بسیار نزدیک به صفر مطلق است. • گرمای 151 درجه سانتیگراد • زندگی در شرایط خلاء. نمونههایی از این جانوران توانستند به مدت 10 روز بر روی بدنه یک ماهواره آزمایشی آژانس فضایی اروپا دوام بیاورند. • فشاری 6 برابر آنچه در عمیقترین نقطه اقیانوس احساس میشود. • دوزهایی از اشعه ایکس و تابش گاما که برای سایر اشکال حیات به شدت مرگآور است.
[ پنجشنبه نوزدهم اسفند 1389 ] [ 9:46 ] [ سعید گرایی ]
افرادی که برای اولین بار همستر را می بینند از آن به عنوان موشی یاد میکنند که دم ندارد ، کندتر از موش است و کمی قابل تحمل تر. ولی در کل این موجود را چندش آور و به درد نخور نام می برند و با دلایلی هم چون کثیف بودن و قابل انتقال بودن بیماریهایش به انسان ، صاحبش را از ادامه نگهداری حیوان دلسرد می کنند . حتی بسیاری عقیده دارند که این حیوان وحشی و خطرناک است و باعث ایجاد ترس میشود و چون موش است پس ممکن است ناقل بیماری طاعون باشد. در صورتی که اصلا این گونه نیست . همستر حیوانی است جونده و از خانواده خوکچه هندی. درشت ترین همستر تقریبا به اندازه نصف خوکچه است . همستر شباهت زیادی به سنجاب، خر گوش و موش دارد . اما از نظر ظاهر بسیار به موش شبیه است، ولی دارای تفاوتهایی مثل نداشتن دم دراز و ظریف تر بودن نسبت به موش است . دو نوع همستر در بازار ایران متداول است که یکی همستر سوری یا طلایی و دیگری همستر کوتوله . همستر کوتوله از همستر سوری کوچک تر است .همستر سورس در طبیعت طلایی مایل به قرمز و با پوستی ضخیم با موهای کوتاه است و در حفره های موجود در خاک زندگی می کند . اکنون بر اساس جهش های ژنتیکی در این حیوان رنگ های سفید ، قهوه ای ، سیاه ، کِرِم و ... این حیوان با موهای کوتاه ، بلند ، فرفری و... نیز به وجود آمده است . همستر به صورت طبیعی در خاور میانه ، شرق اروپا ، شمال آفریقا و مناطق دیگر زندگی می کند . همستر اهلی اولین بار در سال 1931 از یک نر و دو ماده خواهر از سوریه به انگلستان منتقل شد. اما در مورد وحشی بودن همستر باید عرض کنم که نه تنها این حیوان وحشی نیست بلکه بسیار اهلی است و به راحتی با انسان رابطه بر قرار می کند و به سرعت به محیط جدید زندگی خود عادت میکند . بعضی افراد می گویند چون همستر گاز میگیرد پس وحشی است ، در صورتی که چنین نیست ؛ هر حیوانی ، چه وحشی و چه اهلی ، چه خطرناک و چه بی آزار برای دفاع از خود و فرزندانش از ابزاری استفاده میکند و در صورتی که مورد هجوم قرار نگیرد و احساس ترس نکند هرگز از ابزار دفاعی خود استفاده نمی کند . همستر هم از این قائده مستثنا نیست و در هنگام ترس دست فرد مهاجم را گاز میگیرد و این امری عادی در تمام حیوانات عالم است . ممکن است همستری که تازه خریداری کرده اید از شما بترسد و فراری باشد ؛ نگران نباشید ، ای مساله به زودی حل میشود ، زیرا حیوان بخصوص اگر نر باشد به سرعت با شما رابطه بر قرار میکند و اگر به او برسید و برایش وقت صرف کنید پس از گذشت 1 ماه بسیار دستی میشود و به شما اعتماد میکند . در مورد بیماری های همتر هم باید بگویم که همستر بیماری خاصی ندارد و اگر از آن به خوبی نگهداری شود و همواره محل زندگی اش تمیز باشد هرگز مبتلا به بیماری خاصی نمی شود . اما ابتلا به اسهال و بیماری های تنفسی در این حیوان گزارش شده که اکثراً بدلیل آلوده بودن محیط زندگی حیوان پدید آمده است . همچنین لازم به ذکر است که تاکنون هیچ گونه بیماری مشترک میان انسان و همستر و یا وجود بیماری طاعون در این حیوان گزارش نشده ، که ای خبر خیال صاحبان همستر را راحت میکند. همان طور که گفته شد بعضی از مردم همستر را حیوانی چندش آور خطاب میکنند ونگهداری از آن را کاری غلط میدانند . اما این افراد کاملاً در اشتباهند زیرا اصلاً چنین نیست ؛ رنگ های زیبا و ظاهر جالب و جذاب همستر و شباهت آن به اسباب بازی کودکان باعث جذب افراد به سمت خود میگردد . در اکثر موارد پدر و مادرها فرزندان خود را از نگهداری همستر در خانه منع می کنند ، اما وقتی وارد خانه میشود و مدتی میگذرد ، چدر و مادرها بیش از فرزندان به همستر علاقه مند میشوند و از وجود این حیوان و بازی کردن با آن لذت میبرند . رفتار ، حرکات و بازی های همستر بسیار شیرین و جذاب است بخصوص اگر وسایل بازی اش مثل چرخ و فلک و ... موجود باشد . نگاه کردن به زندگی ، رفتار و حرکات همستر آنقدر شیرین و آرامش بخش است که ممکن است حتی انسان را تا چند ساعت مجذوب خود و سرگرم کند ؛ از همین رو پیشنهاد میکنم که کودکان ، سالمندان ، افراد افسرده و تنها از این حیوان بی دردسر و جذاب نگهداری کنند ؛ زیرا این حیوان این افراد را از سرگرم و از بی حوصلگی و افسردگی دور میکند . با آرزوی اینکه روزی همستر در میان اقشار گوناگون جامعه شناخته و از آن به عنوان یک حیوان خانگی زیبا و دوست داشتنی یاد شود. همسـتر همستر (hamster)حیوانی است جونده از خانواده خوکچه هندی(guinea pig) که شباهت فراوانی به موش ، سنجاب و خرگوش دارد. در واقع میتوان گفت همستر نوعی موش بی دم است که میتواند مانند سنجاب روی دو پا بایستد و همانند خرگوش به کند و کاو محیط خود بپردازد . این جاندار به طور طبیعی در آسیای صغیر ، شرق اروپا و شمال آفریقا زندگی میکند. اولین بار نیز حدود ۷۵ سال پیش 3 عدد از این جاندار( 2 ماده خواهر و 1 نر ) از کشور سوریه به انگستان منتقل شد و به سبب سازگاری این جاندار با انسان کم کم به یک حیوان خانگی پر طرفدار تبدیل گشت . این جاندار دارای دو نژاد است که نژاد سوری متداول تر است . همستر ها اکثراً طلائی ، سفید ، قهوه ای و خاکستری رنگ هستند . همستر مشکی هم به ندرت یافت میشود. همستر حیوان سبکی است و کمتر از ۲۰۰گرم وزن دارد. قد این جاندار ( نوع بالغ ) از نوک بینی تا انتهای دم کوچکش حدوداً 10 سانتی متر است و عمر این حیوان نیز بین 2 تا 5 سال است .
نحوه نگهداری
همستر حیوانی آرام و ساکت است و نگهداری از آن کار سختی نیست . نگهداری از این حیوان مانند سایر حیوانات خانگی باعث شادابی روح و تمدد اعصاب می گردد و سرگرمی مناسبی برای کودکان و سالمندان ( برای جلو گیری از افسردگی ) است . برای نگهداری از همستر میتوان از یک قفس یا آکواریوم استفاده کرد . بستر باید ماده جاذب الرطوبه مثل خاک اره ، کاه ، پوشال کولر ، ماسه بادی مخلوط و ... باشد. استفاده از روزنامه و پارچه پشمی بسیار مضر است . بهتر است آکواریوم دور از جریان مستقیم هوا و در یک دمای ثابت و معتدل (دمای 20- 24 درجه و رطوبت 60-50درجه) قرار گیرد و همواره یک تکه چوب یا شاخه بریده در آکواریوم باشد ، زیرا حیوان به وسیله آن دندان های خود را میتراشد. همستر در طول روز بیشتر میخوابد و اکثراً شب ها فعالیت دارد . اگر در شب دما پایین آید ، همستر بی هوش شده و و شاید به خواب زمستانی رود . در طول روز هم آکواریوم در جریان مستقیم تابش نور خورشید نباشد زیرا چشمان ای حیوان برای نور ساخته نشده است. قفس حیوان باید هفته ای 1 بار تمیز گردد و غذاهای فاسد نشدنی که حیوان انبار کرده است دوباره سر جایش برگردد چون همستر حیوان تمیز و مرتبی است . همستر حیوانی است که به تنهایی زندگی آرام و راحتی دارد و نیازی به جفت ندارد و در صورتی که جفت باشند اغلب به درگیری و جنگ میپردازند . هم چنین توصیه می شود در صورت تمایل به نگه داشتن دو همستر در کنار هم از دو همستر هم جنس استفاده شود .
قرار دادن یک چرخ و فلک مخصوص در قفس یا آکواریوم کمک زیادی به سرگرم شدن حیوان میکند و باعث زیبایی قفس نیز میشود . هم چنین توصیه میشود که در داخل قفس یک اتاقک برای همستر تعبیه گردد و کف آن را هم با مواد بستر بپوشانید تا حیوان به راحتی در آن بخوابد و غذاهای خود را انبار کند (اتاقک را هم هفته ای یک بار تمیز کنید اما غذاهای فاسد نشدنی را دوباره سر جایش قرار دهید ) در مورد واکسیناسیون نیز باید گفت که همستر واکسن مخصوصی مانند سگ و گربه ندارد اما بهتر است هر 3 ماه 1 بار نزد دامپزشک چکاپ شود.
تغذیه
همستر همه چیز خوار است اما مانند سایر جوندگان علاقه زیادی به دانه های روغنی دارد. بهترین غذایش تخمه آفتابگردان ، بادام زمینی و دیگر خشکبار است که حتماً باید خام باشند زیرا مواد شور برای این جاندار مضر است . میوه های اسیدی مثل پرتقال وگریپ فروت و هم چنین پیاز و سرکه هم اذیتش می کند. برای جلو گیری از تشنگی روزانه یک برگ کاهو در اختیار حیوان قرار گیرد و هفته ای 1 یا 2 بار میوه و سبزی کاملاً شسته شده داده شود. کلاً رژیم غذایی انسان بدون ادویه و نمک برای همستر هم رژیم خوبی است. برای مثال مرغ آب پز غذای مناسبی برای همستر است که میتواند 1 بار در هفته در برنامه غذایی اش گنجانده شود. قابل ذکر است که این حیوان عادت به مدفوع خواری دارد و مشاهده چنین چیزی هیچ ایرادی ندارد.
برقراری ارتباط
برقراری ارتباط لازمه نگهداری از هر حیوانی است، که بهترین زمان برای برقراری ارتباط ، هنگام غذا دادن به حیوان است ( بهترین زمان برای غذا دادن به همستر صبح زود و یا هنگام غروب است )نخست یک تخمه به او بدهید، ابتدا خجالت میکشد سپس آرام آرام شروع به شکستن میکند. بعد از آن دست را به آرامی وارد آکواریوم کرده و پشت گردنش را لمس کنید و بازی کنید ، پس از رضایت حیوان را در دست بگیرید. این کار را حداقل روزی 3 بار انجام دهید زیرا همستر ها به بازی کردن علاقه زیادی دارند. هیچگاه همستر را از بالا رها نکنید زیرا دست و پایش به راحتی میشکند. هم چنین بیدار کردن همستر و ترساندن ان موجب ناراحتی او میشود و ممکن است برای دفاع از خود دست شما را گاز بگیرد.
تولید مثل
جوندگان حیواناتی هستند که تولید مثل راحتی دارند و میتوانند چند نوبت در سال تولید مثل کنند. همستر نیز از این قضیه مستثنا نیست . این حیوان در هر دوره بارداری که حدوداً 2 هفته(۱۵ یا ۱۶ روز) طول میکشد بین 5 تا ۱۲ بچه به دنیا می آورد. نوزادان در ابتدای تولد تا چند روز توانایی بینایی و شنوایی ندارند و بدنشان بی مو است. به نوزادان تازه متولد شده تا 2 یا 3 هفته دست نزنید . نوزادان باید تا 1 ماه پیش مادرشان باشند اما پس از 1 ماه میتوانند به طور مستقل زندگی کنند. همستر ها بین 2 تا 4 ماه بالغ میشوند و خود میتوانند تولید مثل کنند . بهتر است در دوران بارداری و پس از آن به همستر باردار غذاهای مقوی داد.
همستر و خوکچه هندی همان طور که در گذشته هم عنوان شد ، همستر پستانداری است جونده از خانواده خوکچه هندی .خوکچه هندی و همستر از بسیاری جهات به هم شبیه هستند . از همین رو تصمیم دارم مشخصه های این دو جاندار را برای شما بنویسم تا به شباهت ها و تفاوت های میان این دو جاندار پی ببرید. همستر و خوکچه چون هر دو از یک خانواده هستند ، شباهت های زیادی به هم دارند و همان طور که در عکسها مشخص است از نظر ظاهر بسیار به هم شبیه میباشند ، البته در بسیاری از موارد نیز با هم تفاوت دارند.در پایین به چند نمونه از این تفاوت اشاره خواهم نمود . 1- از نظر جثه ، همستر سوری که به نوعی در میان نژادهای گوناگون همستر دارای بزرگترین جثه است تقریبا نصف یک خوکچه هندی 1-2 ماهه میباشد. خوکچه هندی جز جوندگان درشت است و طول خوکچه بالغ حدود 30 سانتی متر است . در مقایسه با همستر ، خوکچه موجود غول پیکری است.
2- خوکچه جانداری است که نیاز به مراقبت بیشتری نسبت به همستر دارد و گاهی نیز میبایست بدن او را آراست ( بخصوص در نوع مو بلند ). ناخن های خوکچه مرتبا بلند میشود در نتیجه باید هر چند وقت یکبار کوتاه گردد. در نوع مو بلند ، موهای خوکچه بلند میگردد در نتیجه باید موهای او را نیز اصلاح کرد و مرتبا شانه نمود تا به هم گره نخورند.
3- همان طور در عکسها مشخص است (پست های قبلی) همستر میتواند روی دو پای عقب خود بایستد در صورتی که خوکچه چنین توانایی ندارد و نسبت به چثه بزرگش پاهای کوچکی دارد .
4- طول عمر خوکچه از همستر بیشتر است. همستر در شرایط بسیار عالی یعنی تغذیه عالی، رعایت بهداشت و... حداکثر تا 5 سال زنده است در صورتی که خوکچه بین 4 تا 10 سال عمر میکند.
5- همستر به ندرت بیمار میشود و به دامپزشک نیاز میابد ، در صورتی که بیماری های گوناگونی در کمین خوکچه هندی است. بیماری هایی مثل اختلالات تنفسی ، بیماری پوستی و دندان ، اسهال و ... .
6- همانطور که در پست های قبل عنوان شد همستر دارای کوتاه ترین دوره بارداری میان پستانداران است و در هر بار زایمان بین 4تا 10 فرزند به دنیا می آورد ، در صورتی که خوکچه حدودا 9 هفته باردار میباشد و در هر بار زایمان 1 تا 4 بچه به دنیا می آورد. البته نوزاد خوکچه مانند همستر تکامل نیافته نیست . مو دارد و حتی میتواند در ساعات اولیه تولد بسیاری کارها را انجام دهد و خیلی زود تر از همستر بالغ میگردد.
7- خوکچه هندی به چالاکی و محرکی همستر نیست و بسیار آرام و گوشه گیر است و به راحتی در دست می آید (با انسان خو میگیرد) و خیلی کم حالت تهاجمی پیدا میکند و احتمال اینکه گاز بگیرد یا چنگ بی اندازد بسیار کم است .
تغذیه و نحوه نگهداری خوکچه هندی و همستر یکی است و تفاوت چندانی ندارد [ چهارشنبه هجدهم اسفند 1389 ] [ 18:39 ] [ سعید گرایی ]
3 سري ديدگاه درخصوص ارزيابي تيپ در اسب وجود دارد. 1) كانفرميشن يا تناسب اندام از نقطه نظر اين ديدگاه مهم تركيب مناسب اندامها و اعضاي بدن است در كنار همديگر و بدست دادن وضعيت قابل قبولي از عملكرد حيوان مورد بررسي قرار ميگيرد. 2) ديدگاه فانكشنال functional: صفاتي را در اين گروه مورد بررسي قرار ميدهند كه به دوام عمر اسب مربوط ميشود. (مثلاً اسب لنگش نداشته باشد، كور نباشد، مشكلات تنفسي نداشته باشد و...) 3) ديدگاه شورينگ Show Ring صفات مربوط در اسبهاي خونگرم: پيشاني بايد عريض وسيع و مسطح و صاف باشد از ديدگاه زيبايي شناسي اگر پيشاني اسب بالاتر از روبيني آن باشد. روبيني اگر پهن باشد (Dish face) زيباتر نشان ميدهد اگر روبيني خيلي برآمده باشد حالت گوسفندي ميگيرد. اگر پيشاني خيلي برجسته باشد حالت خرگوش ميگيرد. ناحيه مغزين بايد خيلي وسيع و بزرگ باشد اين ناحيه به جهت اعمال تنفس خيلي مهم ميباشد. مغزين نبايد در حالت استراحت تكان زيادي بخورد و بعد از كار بايد سريعاً متوقف شود در غير اينصورت مشكل تنفسي دارد. لب بايد باريك و محكم باشد اين ناحيه بايد كلين clean باشد. طوري باشد كه رباطها و اتصالات قابل ديد باشند و پوست كاملاً چسبيده باشد. چشم بايد شفاف و برجسته و پلكها با شيب منظم روي چشم قرار بگيرد مهمترين اختلال چشم كوري است كه علارغم زيبايي اسب غيرقابل چشمپوشي نيست. 1ـ اسبهاي چشم شيشهاي: در اين اسبها عنبيه رنگدانه ندارد. 2ـ اسبهاي چشم خمار 3ـ چشم قوشي: در اسبهاي سمندي كه چشمشان قهوهاي رنگ است) 4ـ اينراپيون: حالتي است در چشم كه مژههاي پلك پايين به داخل چشم منحرف ميشود. 5ـ اكستراپيون: حالتي است كه پلك به بيرون برميگردد و بيرون ميزند. گودي بالاي چشم هرچه بيشتر باشد حيوان پيرتر است. بعضي اسبداران با تزريق آب سعي در پر كردن اين گودي دارند تا اسبشان پير نشان ندهد. اما اگر با انگشت به آن ناحيه فشار دهيم و صداي جِزجِز شنيده شد اين تقلب برملا ميشود. گوش كوچك يا متوسط زيباست اما گوش بزرگ نازيبا به نظر ميرسد. زنده بودن يا آلِرت بودن گوش يا تيز بودن گوش امتياز زيادي دارد. اگر اسب گوشها را به طور متناوب و در جهت مخالف دو گوش تكان دهد نشانه اضطرابش است. زير گلوي اسب هرچه پهنتر باشد بهتر است اگر زير گلو تنگ باشد نامطلوب ميباشد چون دستگاه تنفس تحت فشار قرار ميگيرد. نژاد عرب زير گلويش پهن و وسيع است و خيلي منا ميباشد. صفت زيرگلو روي اتصال سر به گردن تاثير ميگذارد. اتصال سر به گردن بايد عمود به سر باشد و سر با خط عمود زاويه 45 درجه داشته باشد. اتصال زير گلو هرچه بيشتر باشد بهتر است. اگر گردن قوي باشد اتصال سر به گردن خيلي كم وسعت است و تعادل حيوان زياد پايدار نيست در اين حالت به سر حالت دزيده گفته ميشود انگار اسب ميخواهد سرش را بدزدد. اگر مفصل آرنج به بدن خيلي بچسبد toe out حاصل ميشود اگر مفصل آرنج از بدن جدا باشد toe in حاصل ميشود. ساعد بايد طويل و عضلهاي باشد. نوشته شده در جمعه بیست و نهم مرد
[ چهارشنبه هجدهم اسفند 1389 ] [ 17:59 ] [ سعید گرایی ]
روش اخته کردن به صورت جراحی:
اخته کردن در اسب باید از 18 ماهگی به بعد صورت گیرد.
در این روش به حیوان 12 تا 24 ساعت(( معمولا 16 ساعت)) پرهیز غذائی می دهیم.
در مورد این نوع جراحی یک پیش بیهوشی داریم یک بی هوشی ، به این روش که:
ابتدا از دیازپام استفاده می کنیم (به ازای هر کیلو از وزن دام 2/0 میلی گرم) داخل رگ تزریق می کنیم..(( معمولا 50 میلی گرم))
سپس به مدت 20 دقیق صبر می کنیم.
در مرحله دوم از زایلازین یا رامپون استفاده می کنیم به میزان 1/1 میلی گرم به ازای هر کیلو گرم از وزن بدن دام تزریق می کنیم..به شکل وریدی..
سپس 5 دقیق صبر می کنیم.
در مرحله سوم از داروی هیدروکلراید(کتامین) به میزان 2/2 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم از وزن بدن،استفاده می کنیم.که برای بیهوشی است.بعد از 5 تا 20 دقیقه دام کاملا بیهوش می شود.
به ترکیب این 3 دارو کوکتیل می گویند که در تک سمی ها باید تمام این مراحل انجام شود.
TunicaVaginalis بعد از بیهوشی کامل دام...باید ابتدا دو برش روی لایه خارجی بیضه یا
داده شود.این برش ها باید روی بیضه گونه ای زده شود که از خط میانی کیسه بیضه 2 سانتی متر فاصله داشته باشند و طول برش ها حداکثر 10 سانتی متر باشد.بعد از برش ،لایه های روی بیضه ها و بیضه را با اسکالپر برش میزنیم و در نهایت با یک گاز تامپون اتصالات بیضه را جدا می کنیم و دورتوس را نیز جدا می کنیم تا بیضه کاملا مشاهده شود(بیضه هر سمت را به صورت جداگانه این اعمال صورت می گیرد.).مرحله بعد استفاده از پنس های مخصوص اخته کردن می باشد است.در اینجا از دو پنس مخصوص
استفاده می شود.Sand , Emosculator
کار گذاشته می شود طوری که حتما پیچ آن به سمت SAND بدین گونه که ابتدا پنس
شکم قرار گیرد.
استفاده می کنیم که لبه برنده اش به سمت بیضه هاEMOSCULATOR سپس از پنس
و لبه له کننده اش به سمت شکم قرار گیرد.دو پنس بلافاصله بعد هم به کار می روند.
این 2 پنس باید به مدت دو دقیقه در محل قرار گیرند و خود پنس ها خونگیری نیز انجام می دهند.بنابر احتیاط برای انجام خونگیری کامل بیش از 2 دقیقه پنس ها را یک کم بیش از 2 دقیقه در محل قرار دهید.
در پایان هیچ گونه بخیه ای زده نمی شود.باید از آنتی بیوتیک های وسیع الطیف استفاده کرد.گاهی بخیه زده می شود و در لابه لای بخیه ها را زه کشی می نمایند برای تخلیه خون وآب محل..باید دام تحت مراقبت قرار گیرد و هر روز کنترل شود. [ چهارشنبه هجدهم اسفند 1389 ] [ 17:54 ] [ سعید گرایی ]
ساير بيماريها
-يبوست -پيچ خوردگي روده ها ![]() -نرمي استخوان -مسموميت ها -سندرم پا كماني -تغيير شكل پا -ضربه -پرولاپس كلوآك -اجسام خارجي در دستگاه گوارش -چسبندگي تخم و پريتونيت زرده اي -ميوپاتي عضلاني(دراثر استرس هاي شديد) -هيپركراتوز- ضخيم شدن شديد پوست انگشتان در شتر مرغ هاي جوان -پرخواري دستگاه گوارش فيزيولوژي دستگاه گوارش شتر مرغ با خرگوش و اسب قابل مقايسه است . اين پرنده چينه دان ندارد و فعاليت تخميري غذا توسط باكتريها در روده كور و بزرگ انجام مي شود و شتر مرغ را قادر مي سازد كه از مقادير زياد فيبر در غذا استفاده نمايد. احتباس طولاني غذا در حدود 40 ساعت در دستگاه گوارش براي فلور باكتريايي بيهوازي زمان كافي فراهم مي آورد تا بروي غذا اثر نموده و منجر به شكستن سلولز و همي سلولز گردد. در اين فرآيند اسيدهاي چرب فرار نظير اسيد استيك و اسيد پروپيونيك واسيد بوتيريك توليد شده كه توسط ديواره معده جذب مي شود و انرژي لازم را براي پرنده مهيا مي سازد. الياف خام در جبره باعث تحريك حركات روده شده و هضم را بهبود مي بخشد و به همين دليل بايستي به مقدار مشخص در جيره وجود داشته باشد. مقدار الياف خام براي بالغين بايستي 15 درصد ماده خشك جيره باشد. مقدار ناكافي فيبر خام در جيره غذايي باعث مي شود كه شتر مرغ اشياء خارجي بيشتري مثل شن ، ماسه و خاشاك را ببلعد. غذاي آغازين جوجه شتر مرغ داراي حداقل 22 درصد پروتئين خام و 7/11 مگاژول انرژي است . ريزي بيش از حد دان براي جوجه شتر مرغ مناسب نمي باشد. به منظور بهبود بخشيدن به ساختار دان بايد بين 5 تا 20 درصد (بسته به سن جوجه ) يونجه و يا شبدر ريز شده به غذاي آنان اضافه شود وهمچنين به دليل ناكافي بودن كلسيم وفسفر اين جيره ها افزودن فسفات كلسيم يا پودر استخوان و يا خرده صدف و يا سنگريزه آهكي توصيه مي گردد. دربالغين 30 درصد جيره غذايي يونجه است و 70 درصد كنسانتره مي باشد كه 18 تا 19 پروتئين دارد. محصولات 1-چرم : چرم شتر مرغ بعنوان با ارزش ترين محصول اين حيوان مي باشد. از پوست شتر مرغ چرمي با كيفيت بالا و قابل قياس با چرم تمساح و فيل بدست ميآيد. چرم شتر مرغ نرم بوده و وجه تشخيص آن وجود نقاط مربوط به فوليكولهاي ساقه پر مي باشد. 2-گوشت شتر مرغ يكي از كم چربي ترين نوع گوشت قرمز است و خواص آن عبارت است از : -كم چربي بودن(كمتر از 1/1 درصد) -پايين بودن كلسترول -بالا بودن ميزان پروتئين -تردي زياد -واكنش مطلوب نسبت به ادويه جات 3-پر از پرها براي تزيين لباس استفاده ميشود و پرهاي ديگر كه از كيفيت نا مرغوب برخوردارند به دليل داشتن خواص الكترواستاتيك در ساخت گردگير استفاده مي شود. 4-محصولات ديگر - فروش تخمهاي نطفه دار و مصرف خوراكي تخم هاي بدون نطفه - نقاشي و حكاكي بر روي پوسنه تخم ها و توليد اشياء تزييني - شتر مرغها ازلحاظ جذب توريست ارزش زيادي دارند. اجزء درآمدزاي محصولات شتر مرغ: 1- چرم 60 درصد 2- گوشت 14 درصد 3- پر 11 درصد 4- محصولات ديگر 15 درصد بيماريهاي مشترك شتر مرغ و طيور 1-نيوكاسل 2-آنفلوآنزا 3-آبله 4-رئوويروس 5-آد نو ويروس 6-گامبورو 7-كم خوني عفوني طيور 8-سا لمونلوز 9-مايكوپلاسموز 10-كمپيلوباكتريوزيس 11-پاستورلوزيس 12-كلاميد يوزيس 13-هيستومونيازيس 14-كوكسيديوز بيماري مشترك شتر مرغ با اسب آنسفا ليت اسب بيماريهاي مشترك شتر مرغ با گوسفند 1-بيماري بورنا 2-تب كنگو و كريمه CCHF 3-آنتروتوكسمي 4-شاربن 5-اريزيپل 6-آنتريت هاي كالستر يد يايي( سپتيكوم – شوئي – كولينوم ) 7- توكسوپلاسموز بيماريهاي مشترك شتر مرغ با گاو 1-BSE 2-شاربن 3-CCHF 4-اريزيپل 5-سل 6-كريپتوسپوريد يوز 7-تريكو موناس 8-توكسوپلاسموز بيماريهاي مشترك شتر مرغ با انسان 1-آنفلوآنزا 2-آنسفاليت اسب 3-CCHF 4-BSE 5-سالمونلوز 6-كمپيلوباكتريوزيس 7-كلاميد يوزيس 8-شاربن 9-اريزيپل 10-سل 11-مالاريا 12-توكسوپلاسموز [ چهارشنبه هجدهم اسفند 1389 ] [ 17:52 ] [ سعید گرایی ]
|
|||||||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | |||||||