تعادل در سواركاري :

تعادل در سواركاري :

هر موجودي داراي مركز ثقلي است و تعادل هر موجودي با هماهنگي اين مركز ثقل با زمين حفظ مي شود و خط عمود فرضي رسم شده از مركز ثقل بر زمين خط ثقل ناميده مي شود . هر جسمي داراي فقط يك مركز ثقل است و از اين مركز به زمين هم فقط يك خط بنام خط ثقل عمود مي شود . هر موجودي با تكيه بر نقاط اتكاء مختلفي تعادل خود را حفظ مي كند . يك صندلي بر روي چهار پايه و يك اسب بر روي دو دست و دو پا و يك سواركار با نشستن بر روي اسب در حاليكه دو استخوان نشيمن و محل اتصال آنها در تماس با زين است حفظ تعادل مي كند و چنانچه اين تعادل بر هم بخورد ، موجود به حالت نامتعادل تغيير وضعيت مي دهد و هنگاميكه موجودي به حركت در ميآيد مركز ثقل او تغيير مي كند . در حالتهاي خاص از اجسام و يا وضعيت سوار بر روي اسب اين مركز ثقل مي تواند خارج از جسم قرار بگيرد . مانندگوي توخالي ، حلقه آهني و يا سواري به هنگام مسابقات اسب دواني و يا پرش .
سواركاري كه به درستي بر روي اسب مستقر مي شود مركز ثقل او تقريبا عمود بر مركز ثقل اسب مي شود و در هر حالتي كه اسب به خود مي گيرد حفظ ثقلي او منطبق است بر خط ثقل اسب و اين در حالتي است كه اسب ايستاده و يا روي سطحي صاف حركت مي كند و هر يك از حركتهاي اسب ، به مانند آوردن سر به بالا و يا بردن به پائين و هر نوع انحناء بدن به راست يا چپ مركز ثقل او را تا اندازه اي تغيير مي دهد و مربي اسب (سواركار) موظف است ثقل خود را در همه حالتها با ثقل اسب هماهنگ كند و فقط در اين صورت است كه اسب وزن سوار را به راحتي تحمل كرده و سوار هم حداكثر بهره برداري را از قدرت اسب مي نمايد .
تجسم اين حالت موقعي امكان پذير است كه با كوله باري بر پشت حركت مي كنيد و يا انتهاي ميله اي را بر نوك انگشت قرارداده و سعي مي كنيد در حال حركت آنرا حمل كنيد . به هنگام حمل وسيله اي بايد به جلو خم شوند تا بتوانند به راحتي حركت كنيد .
سواركار بايد به هنگام حركت اسب به جلو ، هماهنگ با سرعت اسب ، مركز ثقل خود را به سمت جلو ( جهت حركت اسب ) متمايل كند تا حدي كه مقداري جلوتر از مركز ثقل اسب قرار بگيرد و براي حفظ اين حالت بايد در حالت تعادل كامل در زين قرار گرفت ، يعني با اسب حركت كرده يا حركتهاي اسب را تعقيب كند .
اگر ثقل سوار از ثقل اسب عقب بماند ، فقط حمل مي شود سواركار بايد ابتداء ثقل خود را با اسب هماهنگ كند و سپس نشست خود را بر روي سه نقطه اتكاء تنظيم نمايد و حفظ اين دو حالت هماهنگ با هم امكان پذير نيست .
پس بايد يكي را برگزيد كه حالت نيم نشست را بوجود مي آورد در اين حالت سوار خود را به جلوي زين كشيده با پائين دادن پاشنه ها بيشتر اتكاء را بر روي رانها و پهناي ساق مستقر مي كند . در حركتهاي آرام (قدم ، يورتمه و چهار نعل جمع ) اين تضاد چندان مشهود نيست ولي اين مشكل عدم هماهنگي ثقل را در سوارهاي مبتدي و يا بدرستي آموزش نديده به وضوح مي توان ديد .
هماهنگي سواركار با اسب به هنگام اسب دواني و يا پرش كه سواركار ثقل خود را كاملا به جلو مي كشد ، نمايش نيست ، بلكه كمكي است به اسب براي بهبود دويدن و يا بهتر پريدن .
بهر حال از گستردگي بحث تعادل تا به همين جا بسنده كرده و اضافه مي كنيم كه ، سواركار ابتدا اسب را كمك مي كند تا متعادل و متوازن حركت كند و هر چه مراحل آموزش پيشرفته تر مي شود ، اين هماهنگي بيشتر شده و تا به جائي مي رسد كه سوار قادر مي شود به نفع حركت دلخواه خود تعادل اسب را بر هم زده و او را با ثقل خود هماهنگ كند.

معرفی سایت  

اگر به نژادهای مختلف اسب در دنیا علاقه مندید و زبان انگلیسیتون هم بد نیست در ادامه چند لینک دانلود گذاشتم که هر کدام توضیحی مختصر در مورد نژادی خاص میده
همشون ebook هستند و راحت با adobe acrobat reader اجرا میشن. اما توضیحی مختصر در مورد هر کدام:

کوارتر (Quarter)
اسب های نژاد کوارتر چارشانه و خشن و قوی و عضلانی و محکم هستند. تقریبا به هر رنگی که تصور کنید وجود دارند و از اسب های کوارتر آمریکایی عضلانی تر و قوی تر هستند. این اسب ها بیشتر برای سواری شخصی استفاده می شوند. این هم لینک دانلود همراه تصویر:
http://www.cheappetstore.com/ebooks_download.php?filename=Horses/quarter_horses.pdf&mode=download

پینت (American Paints)
اسب های نژاد پینت به خاطر وجود لکه های مشخص و منحصر به فرد در روی پوستشان به این نام خوانده می شوند. گاهی Pintos یا Piebalds نیز خوانده می شوند اسب های پینت آمریکایی عضلانی و نیرومند و باهوش هستند و خیلی سریع تعلیم می بینند. این هم لینک دانلود همراه تصویر:
http://www.cheappetstore.com/ebooks_download.php?filename=Horses/american_paints.pdf&mode=download

آپالوساس (Appaloosas)
این اسب ها اسمشان را از رود خانه Palouse یعنی جایی که برای اولین بار پرورش یافتند به دست آورده اند. مشخصه آنها وجود نقاط خال خالی روی پوست و نیز  تطبیق پذیری و همه کاره بودن می باشد. این هم لینک دانلود همراه تصویر:
http://www.cheappetstore.com/ebooks_download.php?filename=Horses/appaloosas.pdf&mode=download

کوارتر آمریکایی (American Quarters)
کوارتر آمریکایی یک تیره جداگانه می باشد. وجه تسمیه اسب کوارتر به خاطر توانایی این اسب در مسابقات یک چهارم مایل (quarter a mile)  می باشد. نژادی همه کاره می باشند که بدن محکم و عضلانی آنها توانایی مانورهای پیچیده و بغرنج را فراهم می کند. این استعدادها باعث شده که از آنها در کارهای مزرعه و سوارکاری نمایشی و سواری آزاد به بهترین نحو استفاده شود. لازم به ذکر است که اسب های کابوی های آمریکایی در زمان خودشان از این نژاد بوده. این هم لینک دانلود همراه تصویر:
http://www.cheappetstore.com/ebooks_download.php?filename=Horses/american_quarters.pdf&mode=download

تروبرد (Thoroughbreds)
این نژاد هم که معرف حضور همه است و شما می توانید دور محوطه ای به اندازه یک استخر همانند میدان مسابقه با او بتازید. این هم لینک دانلود همراه تصویر:
http://www.cheappetstore.com/ebooks_download.php?filename=Horses/thoroughbreds.pdf&mode=download

عرب (Arabians)
این اسب زیبا هم که جد بسیاری از اسب های گونه های کنونی شناخته می شود احتیاج به معرفی نداره. این هم لینک دانلود همراه تصویر:
http://www.cheappetstore.com/ebooks_download.php?filename=Horses/arabians.pdf&mode=download

تاثير خوراک دهي بررروي رفتار اسب.

تاثير خوراک دهي بررروي رفتار اسب.

 

اعتقاد بيشتر دارندگان اسب اين است که ذرت يا جوي دوسر ، خوراک هاي داغ هستند که مي توانند مقدار قابل ملاحظه اي انرژي را در يک لحظه در اختيار اسب قرار دهند، و کار با اسب را مشکل کنند. همچنين برخي ديگر اعتقاد دارند که بين ذرت و جوي دوسر اختلافاتي وجود دارد و تغذيه با ذرت باعث مي شود که مشکلات مربوط به بالا رفتن نشاسته، بيشتر و زودتر بروز کند. حتي برخي از اسب داران ملاس را نيز در همين رابطه به دليل قند بالاي آن مشکل زا دانسته و از دادن آن اجتناب مي کنند.
.........................
نکته جالب در اينجا اين است که ما انرژي را به عنوان يک حس رفتاري استفاده کرده ايم، در صورتي که انرژي يک وظيفه تغذيه اي به عهده دارد، و معني آن مقدار کالري موجود در خوراک است. بهر حال، تغذيه بيش از حد انرژي ( جداي از منبع تامين کننده آن ) مي تواند يکي از علل داغ کردن اسب، بخصوص در اسب هايي که مقدار زيادي از وقت خود را در روز در محيط بسته و به صورت محبوس شده مي گذرانند، باشد.
مدارکي وجود دارد دال بر اينکه در بعضي از اسب ها، ميزان نشاسته جيره روي رفتار حيوان تاثير مي گذارد. محققين گزارش کرده اند که کاهش در ميزان نشاسته جيره مي تواند کاهش در ميزان هيجانزدگي اسب را باعث شود.
تغييرات در واکنش هاي بيوشيميايي مغز ممکن است ارتباط بين نشاسته و قند جيره و رفتار حيوان را توجيه کند. سروتونين ، يک واسطه شيميايي عصبي در مغز ، بعنوان تعديل کننده رفتارهاي سريع و ناگهاني در اسب شناخته شده است. پايين آمدن ميزان سروتونين در انسان باعث بوجود آمدن رفتارهاي مربوط به افسردگي مي شود. برخي داروهاي ضد افسردگي وجود دارند که با بالا بردن سروتونين در مغز کار خود را انجام مي دهند.
رفتارهاي از سر ستيزده جويي بيشتر متاثر از بالا رفتن سروتونين مي باشد. ثابت شده که وعده هاي غذايي که ميزان گلوکز آن بالاست ( از هضم نشاسته توليد مي شود) باعث افزايش سروتونين مغز مي شوند، و به نظر مي رسد که اين افزايش مسئول بروز برخي رفتارها در نتيجه بالا رفتن ميزان قند مصرفي مي باشد. در همين راستا، ممکن است که اختلاف شديد در گلولز خود بعد از مصرف وعده غذايي پر دانه بتواند رفتار اسب ها را بر اساس فعاليت سروتونين مغز آنها تغيير دهد.
ولي قبل از اينکه اين توجيهات را قبول کنيم بايد بدانيم که براي شناخت تاثير نشاسته و قند جيره روي رفتارهاي خاص در اسب و اثبات آنها نياز به تحقيقات بيشتر و گسترده تري مي باشد.
در اين رابطه اختلافات بسيار زيادي مابين اسب ها وجود دارد، که انعکاسي از اختلافات ژنتيکي ، محيط ، و تاثيرات ديگر ترکيبات خوراک مي باشد، ولي با اين حال در برخي از اسب هايي که فعاليت زيادي داشته اند ، کاهش نشاسته جيره مفيد واقع شده است.
خوشبختانه خوراک هاي جديدي که در اسب هاي کاري بکار مي رود از تنوع انرژي زايي زيادي برخوردار مي باشند و منابع مختلف انرژي، نشاسته ، چربي و نيز فيبرهاي قابل هضم بالايي را نيز دارند مانند تفاله چغندر قند ( Beet pulp ). به همين دليل کاهش معني داري را در نشاسته و قند در مقايسه با خوراک هاي قديمي، در اختيار حيوان قرار مي دهند.

چربي و پروتئين
ادعا شده که چربي اثرات آرامش دهنده اي را روي اسب ها دارد، و حداقل يک تحقيق ( هلند و همکاران 1996) در حمايت از اين ادعا که چربي جيره باعث کاهش فعاليت در اسب ها شده است ، وجود دارد. در همين راستا ، خيلي از دارندگان و تعليم دهنده گان اسب گزارش کرده اند که اسب هايي که از مکمل چربي در جيره هاي آنها استفاده شده ، بيشتر قابليت رام شدن و تعليم ديدن را دارند. استفاده از چربي در جيره اسب هايي که در محيط بسته به سر مي برند و استفاده روزافزون آن در بين اين دسته از اسبداران ، شايد به اين دليل است که هيجان و عصبيت حيوان را کاهش مي دهد. بطور کلي اين موضوع که اثر آرام بخشي چربي، آيا واقعا مربوط به خود چربي است، يا به دليل اين است که چربي اضافه شده مي تواند جايگزين نشاسته مصرفي در جيره گردد ، براي ما روشن نشده.
عقيده بر اين است که نشاسته ، قند و پروتئين جيره، در برخي نژادهاي کوارتر، مي تواند اسب ها را دچار بيش فعالي کند. مطالعات در سگ و انسان نشان داده اند که دستکاري برخي اسيدهاي آمينه بخصوص در جيره مي تواند باعث تغيير در پرخاشگري و فعاليت بيش از حد گردد.
اگر اين مطلب براي اسب ها هم درست باشد ، بايد ديد که کدام نوع از پروتئين ها ( اسيدهاي امينه) اهميت بيشتري را در اين خصوص خواهند داشت.
مکمل هاي غذايي زيادي که اين پتانسيل را داشته باشند وبتوانند اثرات آرام بخشي را از خود بروز دهند هنوز شناخته نشده اند. چند مطالعه در اين خصوص وجود دارد، و سود مندي برخي از آنها نيز گزارش شده است. اين توليدات اغلب حاوي چندين جزء خوراکي هستند که عمومي ترين آنها، تيامين ، از گروه ويتامين هاي B است که کمبود اين ويتامين باعث ايجاد مشکلات مربوط به عملکرد مغز مي شود، آناليزهاي جيره اي نشان داده اند که بالا رفتن ميزان تيامين مي تواند باعث کاهش ناراحتي و هيجان در اسبهاي عصبي شود. تغذيه مکمل تيامين علاوه بر اينکه خطري ندارد، بلکه مي تواند روي تحريک اشتها نيز موثر باشد، ولي اينکه اثري روي اسب هاي بيش فعال و عصبي دارد يا نه هنوز به درستي معلوم نيست. مطالعات جديدتر ، مکمل سازي با منيزيم را براي اسب هاي عصبي توصيه کرده است. بيشتر اين توصيه بر اساس کمبودهايي است که در برخي جيره هاي اسب ها بوجود آمده و اسبها دچار عصبيت ، هيجان ، لرزشهاي عضلاني و تکان شدند. ولي بايد به خاطر داشت که کمبود منيزيم در اسب به ندرت بوجود مي آيد و مقاديري که در جيره هاي معمول وجود دارد معمولا بيش از نياز اسب مي باشد.
اين روزها ، تعدادي از ترکيبات گياهي به دليل بازار پسندي که دارند براي انواع و اقسام دردها به بازار آمده اند، که برخي از آنها به صورت مشابه با داروهاي مسکن عمل مي کنند. ولي تا بحال تحقيقي در رابطه با درمان اسب هاي عصبي بوسيله گياهان دارويي و موادگياهي ديده نشده است. از همه بدتر اينکه ما ايده و اطلاعي از توليدات اين چنيني مبني بر اثرات آنها بعد از هفته ها و يا ماه ها مصرف در دست نداريم. ولي براي توصيه اين مواد نيز بايد اطلاعات زيادي در رابطه با بي خطر بودن و تاثير آنها بعنوان يک ماده آرام بخش ، در دسترس باشد.
 
................
منبع :
سایت علمی -خبری فامیران

مشخصات رنگ‌ها در اسب در زبان های عامی

مشخصات رنگ‌ها در اسب در زبان های عامی :

1ـ رنگ‌هاي ساده: شامل سفيد و سياه و كرنگ، سمند و كهر

2ـ رنگ‌هاي مخلوط: شامل نيله، نيله ابرش، قره‌نيله، نيله گلگون، نيله روشن، ابرش، شرابي، گلرنگ ابرش.

3ـ رنگ‌هاي مركب: شامل كهر ابلق، سياه ابلق (دو رنگ اصلي در كناره‌، ديگر مثل سياه و سفيد)

ـ رنگ سياه: رنگ ساده‌اي است كه تمام سطح بدن حيوان از موهاي سياه پوشيده شده است به اين رنگ قره محكر هم گفته مي‌شود. رنگ سياه به صورت سياه خالص، مات، سياه براق، سياه كثيف (بعضي از نقاط بدن تبديل به سرخي شده است) ديده مي‌شود. رنگ سياه باعث مي‌شود كه اسب در ظاهر قوي‌تر و ضمخت از آنچه كه هست به نظر بيايد معمولاً كره‌هاي سياه بعداً به

ـ رنگ سفيد: به اين رنگ قزل هم گفته مي‌شود از سفيد صدفي تا كثيف متمايل به زرد يا سرخابي كمرنگ متغير است. سفيد مات به شكل گچ و بدون تلألو است. سفيد كثيف كه تقريباً زرد رنگ است. سفيد چيني داراي انعكاس آبي رنگ مي‌باشد (دُرنايي) و علت آن رنگ پوست بدن است كه از ماوراء موها ديده مي‌شود. وقتي رنگ سياه طبيعي پوست ظاهر مي‌گردد و در ماوراء موها منعكس مي‌گردد اسب به رنگ خاكستري روشن نيز ديده مي‌شود. اصولاً رنگ سفيد در اول تولد نادر است زيرا هر اسب داراي چند موي سياه حداقل مي‌باشد لذا آن را خاكستري روشن نيز مي‌نامند.

ـ رنگ سمند: رنگ طلايي روشني است كه اگر يال و دم روشن‌تر از رنگ بدن باشد سمند يال و دم شسته گويند. اگر يال و دم تيره‌تر از رنگ بدن باشد سمند يزيدي مي‌گويند.

ـ كورنگ: رنگي كه از زرد طلايي تا قهوه‌اي سوخته، جگري يا ترياكي تغيير مي‌كند. در اين رنگ، رنگ يال و دم و دست و پا همرنگ يكديگر است. رنگ كرنگ در واقع يك نوع قرمزي هست كه از يك طرف شباهت سرخي و از طرف ديگر شباهت به قرمزي دارد. اسب‌هاي كرنگ معمولاً لك‌هاي سفيد در سر و اعضا و بيني و لب دارند و به ندرت ممكن است كرنگ يك دست ديده شود. رنگ كرنگ به انواع كرنگ آلويي، روشن طلايي، زرد براق، كرنگ تيره، كرنگ آلبالويي، كرنگ بلوطي، كرنگ سوخته يا خيلي تيره ديده شود.

ـ رنگ كهر: عبارت است از رنگ قرمزي كه سير‌تر از رنگ كرنگ است. تفاوت و وجه تمايز آن با كرنگ سياه بودن يال و دم و انتهاي اعضا است (دست و پا) رنگ كهر به انواع آهويي (انعكاس زرد) كهر روشن (قرمز خيلي روشن) كهر معمولي، كهر آلبالويي، كهر تيره متمايل به قهوه‌اي، كهر بلوطي و قرمز و قهوه‌اي كهر خرمايي ديده مي‌شود.

ـ رنگ‌هاي مركب: عبارت از رنگ‌هايي هستند كه از تركيب موهاي غيرهمرنگ به وجود مي‌آيند و مي‌تواند 2 تايي و يا 3 تايي باشد. مثل رنگ خاكستري يا نيله، نيله ابرش، ابرش شرابي. كرنگ ابرش. اگر رنگ‌هاي سياه و سفيد با نسبت‌هاي مختلف پهلوي هم قرار بگيرند، رنگ نيله با خاكستري ايجاد مي‌شود. در خاكستري معمولي تعداد موهاي سياه و سفيد برابر است. در خاكستري موهاي سياه بيشتر از سفيد هست در نيله يا خاكستري خيلي روشن موهاي سفيد بيشتر از سياه است.

تنوع رنگ نيلي: شامل خاكستري سربي تالومي و خاكستري تيره با انعكاس آبي، خاكستر آهني.

تقسيم‌بندي رنگ نيله: اختلاط موهاي سياه و سفيد اگر تعداد موهاي سياه بسيار زياد باشد قره نيله و اگر سياه و سفيد به صورت منظم باشد نيله گلگون و اگر سفيد از سياه بيشتر باشد نيله روشن گويند. رنگ خاكستري نيله رنگي است كه انواع آن از تمام رنگ‌ها زيادتر است.

زيرا موهاي سفيد و سياه كه باعث تشكيل نيله مي‌شوند به نسبت‌هاي مختلف مخلوط گشته‌اند از طرفي موهاي قرمز نيز در آنها ديده مي‌شود البته گذشت سن نيز باعث اين تغيير مي‌شود مثلاً كره‌هاي خاكستري تيره با گذشت زمان به خاكستري روشن تبديل مي‌شوند.

رنگ سمند گرگي: در رنگ سمند گرگي قسمت‌هاي انتهايي زرد و نوك آنها سياه يا تيره است. ابرش مخلوطي از موهاي سفيد، قرمز مي‌باشد و برعكس نسبت مخلوط آنها با يكديگر رنگ ابرش روشن، ابرش معمولي يا ابرش تيره ديده مي‌شود. ابرش خال‌دار موقتي ديده مي‌شود كه موهاي قرمز تعداد زيادي از لكه‌هاي كوچك را توليد كند.

مخلوطي از رنگ‌هاي زرد و سياه مي‌باشد و به نظر مي‌رسد به رنگ سمند دود زده و يا سمند زغالي درمي‌آيند و سمند گرگي.

نيله ابرش: تنها رنگي است كه از اختلاط 3 رنگ سفيد و سياه و قرمز ايجاد مي‌شود. اسب‌هاي با رنگ نيله ابرش معمولاً يال و دم آنها سياه و يا تيره‌تر از بقيه بدن است. نيله ابرش گاهي كهر خيلي روشن است. برحسب نسبت‌هاي مختلف 3 رنگ نيله ابرش را وقتي نيله ابرش سفيد گويند كه رنگ سفيد آن زيادتر باشد و اگر 3 رنگ به طور مساوي تقسيم شده باشند نيله ابرش معمولي و اگر رنگ قرمز زيادتر باشد روي هم رفته رنگ داراي انعكاس تيره باشد.

رنگ‌هاي مخلوط:

عبارت از رنگ‌هايي هستند كه از اختلاط لك‌هاي مختلف در روي زمينه سفيد تشكيل شده باشد و اصولاً آنها را ابلق مي‌نامند و برحسب رنگ آنها، آنها را ابلق سياه، ابلق موشي، ابلق سمند، ابلق گرنگ، ابلق كهر، ابلق خاكستري، ابلق ابرش، ابلق گرگي و ابلق نيمه ابرش مي‌نامند. چنانچه وسعت لك‌هاي سفيد كوچكتر از ساير لكه‌ها باشد تركيبات ياد شده را مقدم يا موخّر مي‌كند. يعني به جاي آنكه بگويند ابلق سياه، سياه ابلق مي‌گويند. و در ورقه هويت بهتر است وسعت و محل آنها را معين كنند.

نگاهی  بر  تعدادی از نژادهای اسب

کوارتر(Quarter)

کوارتر آمریکایی

این نژاد آمریکایی بوده و از آمیزش نژادهای عرب، بارب و اسپانیایی به وجود آمده و با آمیزش با اسب‌های اصیل انگلیسی اصلاح یافته‌است. قد متوسط آن حدود ۱٫۵۰ متر است. سر آن کوچک و مثلث شکل است و بدنی عضلانی دارد. سرعت این اسب در مسافت‌های کوتاه بالاست و در مسابقات وسترن و رودئو مورد استفاده بسیار قرار می‌گیرد. تقریباً همهٔ رنگ‌ها در این نژاد دیده می‌شوند. ًٌٍ

آپالوسا

آپالوسا

آپالوسا

این نژاد به اسب‌های سرخ پوست معروف است. زیرا برای اولین بار توسط آن‌ها پرورش داده شده‌اند. آپالوسا نیز نامی است که از رودخانه‌ای به نام پالوس، نزدیک یکی از قبایل سرخ پوست گرفته شده‌است.

خصوصیت بارز این نژاد لکه‌های رنگی روی بدن آن است. این لکه‌ها به شکل‌ها و رنگ‌های مختلف بر روی زمینه‌هایی با رنگ‌های متفاوت قرار دارند. به همین دلیل اسب‌های این نژاد از نظر ظاهری بسیار متنوع می‌باشند. بلندی جدوگاه این اسب‌ها بین ۱٫۴۲ تا ۱٫۶۳ متر می‌باشد. این اسب دارای سینه‌ای پهن و کمری کوتاه است. یال و دم این نژاد خیلی پر پشت نمی‌باشد.

فالابلا

فالابلا

با این که فالابلا از نظر قد پونی محسوب می‌شود، ولی به دلیل ریشه‌های نژادش در لیست اسب‌ها قرار می‌گیرد. این نژاد به احتمال قوی از آمیزش اسب‌های اصیل انگلیسی با شتلندها (Shetland) به وجود آمده‌است. قد فالابلا حدود ۷۸ cm است و به نوعی یک اسب مینیاتوری محسوب می‌شود. با این وجود، نسبت به قد کوتاهش از توان بدنی بالایی برخوردار است.

شایر(Shire)

شایر

این نژاد از شمال انگلستان ریشه می‌گیرد و بزرگ‌ترین نژاد اسب است. قد شایرها به ۲ m نیز می‌رسد. وزن آن هم حدود ۱ تن می‌باشد. این نژاد نیز بسیار قدیمی بوده و نام آن توسط سزار هزاران سال پیش در ماجرای جنگ‌های گالی (Gaules) آمده‌است. رنگ شایرها معمولاً سیاه بوده، ولی به رنگ کهربایی با لکه‌هایی سفید در پاها یا سر نیز دیده می‌شوند. بدن آن‌ها بسیار عضلانی و قوی است و از آن‌ها برای کشیدن درشکه یا گاری استفاده می‌شد.این نژاد بسیار آرام، مهربان و مطیع می‌باشد.

اصیل اسپانیایی (آندالوزین Andalusian)

اصیل اسپانیایی

این نژاد قدیمی از منطقه‌ای به نام «اَندَلُس» در اسپانیا ریشه می‌گیرد. قبل از قرون وسطی، این اسب‌ها به دلیل چابکی و نرمی حرکات، در جنگ‌ها بسیار مورد استفاده قرار می‌گرفتند. در قرون وسطی، به دلیل سنگینی سلاح‌های جنگی، اسب‌های درشت هیکل تر ترجیح داده می‌شدند تا این که با رنسانس نرمی و سبکی حرکات این اسب‌ها دوباره مورد توجه قرار می‌گیرد. امروزه از این نژاد به خصوص در نمایش‌ها و سیرک‌ها استفاده می‌شود.

بلندی این اسب‌ها بین ۱٫۵۵ تا ۱٫۶۵ متر است و معمول ترین رنگ آن‌ها خاکستری است. رنگ آن‌ها با بالا رفتن سن به تدریج روشن تر می‌شود. پال اسبان اصیل اسپانیایی بلند و حالت دار است.

فریزین (Friesian)

فریزین

فریزین از جمله قدیمی ترین نژادهای اسب هاست. استخوان‌های سه هزار سالهٔ آن در اروپا در هلند کنونی یافته شده‌اند. ابتدا از فریزین برای کشیدن گاری استفاده می‌شد. در قرون وسطی به دلیل ظاهر و وقار و حرکات شاهانه اش در دوئل برای از رو بردن حریف استفاده می‌شد.

قد متوسط فریزین بین ۱٫۵۵ تا ۱٫۶۵ متر است. بعضی ار فریزین‌ها به ۱٫۷۵ متر نیز می‌رسند. رنگ آن‌ها همیشه سیاه یک دست است، مگر در صورت آمیزش. به همین دلیل به مروارید سیاه معروفند. پال و دم آن‌ها نیز مشکی، بلند و مجعد یا حالت دار است. حرکات این اسب، به خصوص به هنگام یورتمه بسیار با وقار است. رفتار این اسب‌ها به طلا معروف است، زیرا بسیار قابل اعتماد هستند و به صاحب خود دلبستگی زیادی دارند. همچنین در بسیاری از مسابقات مثل درساژ بسیار خوب عمل می‌کنند

و این  هم  یه تصویر  ناحیه شناسی  در اسب

تصاویر آناتومی کامل سگ

Cardiovascular System of the Dog

Outside View of the Heart

Inside View of the Heart


Lymphatic System

The Lymphatic System


Digestive System of the Dog

mouth

teeth

esophagus and stomach


small intestine

large intestine and anus

pancreas

liver


The Musculoskeletal System

elbow

rear leg

stifle(knee)


Respiratory System of the Dog

mouth

trachea

lungs


Urogenital System of the Dog

kidney

bladder

lower urinary and genital tract

prostate

female genital organs


Nervous System

normal vertebral column and spinal cord

prolapsed intervertebral disk



Special Senses of the Dog

eyes

ears

منبع : داشجویان دکترای حرفه ای آزاد تبریز

تصویر تشریح قلب گاو

ورم پستان

ورم پستان در تليسه ها يك مشكل اصلی است كه باعث خسارات اقتصادی وسيعی در بسياری از مزارع شيری می شود .
• وقتی اصلاح مديريت مزرعه نتواند منجر به كاهش معنی داری در وضعيت سلامت پستان تليسه شود ، بكار گرفتن يك پماد آنتی بيوتيك مخصوص گاو خشك با طيف وسيع می تواند در كاهش تعداد موارد ورم پستان بالينی در اولين دوره شيردهی گاوها مؤثر باشد .
ورم پستان هنوز يكی از بيماريهای مخرب غالب در مزارع شيری است. اين بيماری حتی در مزارعی كه ورم پستان در آنها كم است نيز منجر به خسارات اقتصادی بزرگی می شود.
مشخص است كه تليسه ها حتی قبل از زايش هم می توانند بوسيله عفونتهای پستان تحت تأثير قرار گيرند . حدود %60 كل تليسه ها در زمان زايش يك عفونت داخلی پستانی دارند. % 16 از اين تليسه ها در طول اولين دوره شيردهی از ورم پستان بالينی رنج مي برند و % 3اين ورم پستانها در 14 روز بعد از زايش اتفاق خواهند افتاد. اين مسئله منجر به كاهش توليد شير در اولين دوره شيردهی می شود و از همين طريق منجر به خسارات اقتصادی وسيعی می گردد.

نمونه ای از سیتمهای پستانی مناسب

راههـای ايجـاد عفونت
..كشاورزان مكررا" می پرسند :
چطور تليسه هايی كه هرگز در تماس با ماشين شيردوشی نبوده اند درگيرعفونت پستان می شوند ؟

دلائل مختلفی براي اين مسئله وجود دارد :
• باكتريهای موجود در پوست پستان
• باكتريهای موجود در محيط اطراف تليسه
• باكتريهايی كه با مگس منتقل می شوند
• مكيدن پستان توسط گوساله هايی كه عادت به مكيدن دارند
باكتريهايی كه در گاوهای شيری مسن تر يافت می شوند می توانند در تليسه ها هم يافت شوند ، ولی آن دسته ای كه بيشتر از تليسه های دچار ورم پستان جدا شده اند عبارتند از : ای كولای E.coli، استافيلوكوكها ( استافيلوكوكوس اورنوس و استافيلو كوكی كواگولاس منـفی(CNS))
و استرپتوكوكها.

تعیین سن

هنگام تولد، گوساله ي بالغ داراي 6 تا 8 دندان پيشين است كه در ابتدا تا نيمه بالثه پوشانيده شده اند. لثه ها پس از 12 روز از روي دندانهاي پيشين مركزي تحليل ميروند وتا سه هفتگي اين روند در طرفين و دندانهاي مياني وكناري گسترش مي يابد0 اولين نشانه هاي سايش در سطح فوقاني دندانها در 5/1 ماهگي در دندانهاي پيشين مركزي قابل مشاهده است و در 2 ماهگي دردندانهاي وسطي ودر5/2 ماهگي دردندانهاي جانبي و 3 ماهگي در دندانهاي پيشين گوشه اي ديده ميشود0

سطح سائيده شده دندانهاي پيشين شيري به تدريج وسعت مي يابد و در 10 ماهگي تمام سطح دندانهاي پيشين مركزي را در برمي گيرد


در گاوهاي جوان تغيير دندانهاي شيري به انواع دائمي با تعويض دندانهاي پيشين مركزي در حدود بيست و يك ماهگي شروع شده

 

 وبا تعويض دندانهاي مياني در سي ماهگي ادامه مي يابد دندانهاي جانبي در سي و نه ماهگي و دندانهاي گوشه در چهار سالگي تعويض مي شوند0

دندانهاي دائمي بواسطه شكل پهنشان ازدندانهاي شيري كه كوچكتر ومثلثي شكلند تميز داده مي شوند0از سن پنج سالگي به بعد سطح دندانهاي مركزي وتا نه سالگي سطح تمام دندانهاي پيشين سائيده مي شوند0

شاخ: در حالت معمول طول شاخ در سه ماهگي حدود 2 سانتي متر است و سپس تا بلوغ جنسي در هر ماه يك سانت افزايش مي يابد0 بنابراين شاخي به طول 8 سانتي متر مطابق با سني حدود 9 ماه است0

در گاوهاي ماده رشد شاخ ها در مراحل پاياني آبستني وشروع شيرواري آهسته مي گردد و مجددا در طي پنج تا هشت  ماه متعاقب از شير گرفتن گوساله تسريع ميشود اين امر منجر به وجود آمدن يك حلقه شاخ مي شود اولين حلقه شاخ بين 5/2 تا 3 سالگي ظاهر مي شود0براي هر گوساله زائي يك حلقه جديد اضافه مي شود0

بنابراين سن يك گاو را مي توان با اضافه كردن يك يا دو سال به تعداد حلقه هاي شاخ محاسبه نمود0

اختلالات متابولیکی گاو

تب شير :
پيشگيري:راه سنتي پيشگيري از بيماري تب شير شامل محدود نمودن مصرف كلسيم در دوره خشكي گاو مي باشد تا اينكه گاوها نسبت به كمبود كلسيم سازگاري يافته و توانايي مناسبي در پاسخ به احتياجات بالاي كلسيم در اوايل شير دهي داشته باشند. بنابراين گاوهايي كه در دوره خشكي با جيره هاي محدود از نظر كلسيم و فسفر تغذيه شده اند استخوانها و روده كوچك آنها نسبت به تحريك هورمون پاراتيروئيد و ويتامين D پاسخ مناسبي ميدهد.
جهت محدود كردن مصرف كلسيم در دوره خشكي از راههاي زير مي توان استفاده نمود.
- كاهش مصرف كلسيم به 50 گرم در روز (كمتر از 5/0%جيره)
- كاهش مصرف فسفر به gr 45در روز (كمتر از 35/0%)
تغذيه با علوفه هايي خشبي داراى كلسيم بالا از قبيل يونجه خشك و سيلاژ در دوره خشكي گاوها بايد محدودتر گردد و بخشي از يونجه جيره غذايي با گراسها يا سيلاژ جايگزين شود تا بدين ترتيب با محدود نمودن مصرف كلسيم در دوره خشكي حدالمقدور از بروز تب شير جلوگيري نمائيم.
استفاده از مكمل نمكهاي آنيوني در جيره گاوهاي خشك روش موثر ديگر در پيشگيري از بروز بيماري تب شير مي باشد. نمكهاي آنيوني با افزايش آزادسازي كلسيم از استخوانهابروز تب شير را كاهش مي دهند همچنين نمكهاي آنيوني در جيره هاي با سطوح كلسيم بالا نيز موثر مي باشند(150 گرم در روز).
بايد توجه نمود، زماني كه سطح كلسيم جيره پايين است از نمكهاي آنيوني نبايد استفاده گردد بنابراين آگاهي از تركيبات جيره غذايي بويژه علوفه ها از نظر مواد معدني اهميت بسيار زيادي دارد. pH ادرار با تغييرات حالت اسيدي پايه تحت تأثير قرار مي گيرد. بنابراين دامداران با كنترل نمودن pH ادرار در تعيين ميزان استفاده مناسب از نمكهاي آنيوني در جيره هاي گاوهاي شيري مي توانند استفاده كنند.

كتوزيس:
اين اختلال متابوليكي در نتيجه عدم تغذيه مناسب بويژه از لحاظ انزژي در اوايل شير دهي روي ميدهد. با كاهش تدريجي سطح گلوكز خون ذخاير بدني مورد استفاده قرار مي گيرد و معمولاً 10 روز تا 6 هفته بعد از زايمان در اوايل شيردهي گاوهاي پرتوليد مبتلا به كتوزيس تحت كلينيكي يا كتوزيس اوليه مي شوند.
مسائل ديگري نظير جفت ماندگي، جابجائي شيردان از عوامل مستعد كننده كتوزيس هستند.

علائم بروز كتوزيس:
- كاهش اشتها بويژه در جهت مصرف غلات
- عدم فعاليت شكمبه
- كاهش وزن
- كاهش توليد شير
دو تغيير عمده كه در بيماري كتوزيس روي ميدهد كاهش سطح گلوكز خون و افزايش سطح كتون باديهاي خون است سطح نرمال گلوكز خون در گاوهاي شيري در حدود 50 ميلي گرم در دسي ليتر خون است.
 
blood components of normal and ketotic cow
ketotic normal blood
28 52 Glucose
42 3 Kerones
    plasma
32 3 NEFA
8 14 Triglycerides

 

 


تشخيص:
آزمايشاتي جهت كنترل سطوح كتونها در شير و ادرار وجود دارد. شير گاو در حدود نصف سطح كتون باديهاي خون را دارد در حاليكه سطح كتون باديهاي ادرار چهار بار از سطح كتون باديهاي خون بيشتر است.
آزمايش ادرار جهت تشخيص وجود كتون باديها در بسياري از گاوها در اوايل شير دهي مثبت مي باشد كه نيازي هم به درمان ندارد بهر صورت نتيجه منفي آزمايش نمايانگر عدم بروز كتوزيس مي باشد آزمايش شير دقيق تر نتيجه تعيين كتوزيس را مي دهد.
درمان:
در تمام روشهاي درماني كتوزيس هدف افزايش سطح گلوكز خون و كاهش آزاد سازي ذخاير بدني مي باشد.
تزريق وريدي گلوكز:
اين روش سريعترين راه براي رساندن گلوكز به بدن گاو مي باشد و ظاهراً استفاده از تزريق گلوكز درمان قطعي مي باشد.
استفاده از هورمون:
گلوكوكورتيكوئيدها(كورتيزون) موجب توليد گلوكز از بافتهاي پروتئين مي گردد, هچنن استفاده از ACTH (هورمون آدرنوكورتيكوتروپيك ) ترشح گلوكوكورتيكوئيد را تحريك مي نمايد.
استفاده از قندهاي خوراكي:
پروپيونات سديم و پروپيلن گليكول دو قند خوراكي مي باشد كه در كبد گاو براي توليد قند ها بكار مي رود اين مواد را مي توا ن يا از طريق خوراك يا بطور آشاميدني به ميزان 250- 450 گرم در روز بدنبال درمان با گلوكز يا هورمون بكار مي روند.
پيشگيري:
- جلوگيري از افزايش وزن در گاوها ي شيري در اواخر شيردهي يا دوره خشكي، افزايش وزن علاوه بر كاهش اشتها در گاوهاي تازه زا امكان بروز مشكلات مربوط به كبد چرب را افزايش مي دهد. بنابراين امتياز بدني گاو در زايمان بايد بين 3- 5/3 باشد.
- تغذيه با 4/2 كيلوگرم غلات به ازاي هر گاو در اواخر آبستني (3 هفته قبل از زايمان ).
- افزايش مصرف انرژي بعد از زايمان با استفاده از تعليف يونجه مرغوب.
- استفاده از جيره مخلوط و در صورت عدم امكان محدود نمودن به 2- 4 كيلو گرم غلات در هر وعده غذايي.
- كاربرد نياسين، به مقدار 6 گرم در روز 2-10 روز كه 2 هفته قبل اززايمان بايد آغاز گردد.

سندرم كبد چرب:
در اوايل شيردهي اغلب گاوهاي شيري در تعادل منفي انرژي هستند كه اين حالت منجر به تجزيه چربي ذخاير بدني و افزايش سطوح اسيد هاي چرب غير اشباع NEFA در خون مي گردد وقتي اسيد هاي چرب در خون افزايش مي يابد كبد شروع به افزيش ذخاير اسيد هاي چرب آزاد نموده و اسيد هاي چرب آزاد در كبد به تري گليسيريد ها تبدبل مي گردد. عارضه سندرم كبد چرب معمولاً در گاوهاي شيري چاق چند روز قبل از زايمان روي مي دهد.
علايم:
نشانه هاي اين اختلال متابوليكي مشابه بيماري كتوزيس مي باشد، اين سندرم معمولاً با ساير اختلالات متابوليكي مانند تب شير، كتوزيس و ورم پستان مشابه بوده و در كل با اختلال در اشتها و افسردگي دام نمايان مي شود .
درمان:
گاوهاي مبتلا به سندرم كبد چرب نسبت به درمان جواب نمي دهند معمولاً روشهاي درماني اين بيماري با روشهاي درماني كتوزيس مشابه است مثل تزريق داخل وريدي گلوكز. در بيشتر موارد درمان اقتصادي نبوده و حذف گاو مناسب ترين راه است.
پيشگيري:
مناسب ترين راه پيشگيري از بروز سندرم كبد چرب, مديريت تغذيه اي صحيح و جلوگيري از آزادسازي اسيد هاي چرب جهت به حداقل رساندن تعادل منفي انرژي بخصوص در اوايل شير دهي مي باشد.
وضعيت بدني گاوها در اواخر شير دهي و دوره خشك بايد تحت كنترل قرار گرفته و از نظر وزن بدن در حد متعادل باشند معمولاً وضعيت بدني گاوها در دوره خشكي بايد در محدوده 5/0 ± متغير باشد.

جفت ماندگي:
جفت ماندگي معمولاً مربوط به ناتواني در جدا شدن جفت از جداره رحم مي باشد. در گاوهاي سالم و نرمال جفت طي يك ساعت يا اندكي بيشتر بعد زايمان از رحم خارج مي شود. جفت ماندگي به حالتي اطلاق مي شود كه جفت 12 ساعت بعد از زايمان خارج نشود. مشكل جفت ماندگي بيشتر در تليسه ها در شكم اول و گاوهاي مسن معمول مي باشد. همچنين در زايمانهاي نادر دو قلو نيز جفت ماندگي ملاحظه ميگردد.
علل جفت ماندگي:
1- چسبيدن جفت به جدار رحم كه با كاهش وزن بدن مرتبط مي باشد. اتصال جفت با رحم در ماههاي آخر آبستني سست تر گرديده و اين عمل در 5 روز قبل از زايمان با ترشح هورمون استروژن انجام مي گيرد. بنابراين گاوي كه پنج روز دير تر يا زودتر از موعد مقرر وضع حمل نمايد احتمال بروز جفت ماندگي افزايش مي يابد.
2- عدم انقباض يا سستي رحم يا هر عاملي كه باعث توقف يا ضعف ماهيچه هاي منقبض كننده رحم شود (مانند تب شير) موجب بروز اختلال در دفع جفت توسط رحم مي گردد.
3- عفونت و بيماري اندامهاي بدن، اين عوامل موجب آلودگي دستگاه توليد مثلي شده و با توليد تب بالا موجب سقط جنين مي گردد از طرفي عارضه جفت ماندگي احتمال عفونت دستگاه توليد مثل را افزايش مي دهد. بيماريهاي مستعد كننده اين شرايط شامل:
- بروسلوزيس
- ويروس اسهال گاو
- لپتوسپيروز
-- عفونت دستگاه تنفسي گاو
كمبود ويتامين A يا بتا كاروتن, سلنيوم, يد و عدم تعادل كلسيم و فسفر احتمال بروز جفت ماندگي را افزايش مي دهد. گاوهاي چاق مستعد جفت ماندگي بوده و اينحالت در گاوهاي مستعد تغذيه شده با سيلاژ ذرت و غلات تقويت مي گردد.
پيشگيري:
- به حداقل رساندن عوامل استرس زا مانند گرما, رطوبت, تهويه نامناسب و تراكم.
- برنامه تغذيه مناسب در دوره خشكي.
- اجراي برنامه هاي واكسيناسيون بر عليه بيماريهاي عفوني.
- وضعيت بدني مناسب در طول دوره خشكي.
- استفاده از مكملهاي ويتامين E و سلنيم در طول دوره خشكي.

جابجائي شيردان:
جابجائي شيردان به حالتي اطلاق مي گردد كه شيردان ( معده حقيقي) از وضعيت طبيعي خود به سمت چپ يا راست منحرف گردد. وضعيت طبيعي شيردان نزديك به كف شكم متمايل به راست است در حدود 80- 90 % از جابجائي هاي شيردان بطرف چپ مي باشد, جابجائي شيردان از محل طبيعي خود بطرف زير شكمبه و به سمت چپ ديواره حفره شكمبه موجب گير كردن شيردان شده و در اثر فشار وارده از سوي محتويات شيردان بيشتر جابجا مي گردد و مملو از گاز شده و نفخ مي كند حدوداً 90 % جابجايي هاي شيردان در طول 6 هفته بعد از زايمان روي مي دهد.
علايم جابجايي شيردان:
- عدم تغذيه
- كاهش توليد شير
- خميدگي پشت
- كاهش ميزان مدفوع يا اسهال ملايم در روزهاي اول و مدفوع با رنگ تيره و بد بو
علل جابجايي شيردان:
- جابجايي شيردان مي تواند در اثر فشار وارده توسط جنين به دستگاه گوارش در طول زايمان اتفاق بيفتد.
- عوامل مستعد كنده شامل تب شير, سندرم كبد چرب و ورم پستان
- عوامل تضعيف كننده انقباضات ماهيچه ايي و تجمع گاز در روده در اثر جيره هاي با سطوح غلات بالا.
درمان:
- غلتاندن گاو به حالت پشت در موارد خفيف
- جراحي كه معمولاً مقرون به صرفه نيست
پيشگيري:
- مورد توجه قرار دادن برنامه هاي غذايي قبل اززايمان و تغذيه با خوراك هاي حجيم در جيره گاوهاي خشك
- تغيير تدريجي جيره مرحله خشكي به جيره مرحله شيرواري

لنگش ( لامينايتيس):
لنگش به معني التهاب بافت عروقي مي باشد. لنگش يك بيماري غير عفوني است كه در بر گيرنده تغييرات دژنراتيو در لايه حساس سم است. مراحل لنگش شامل مراحل حاد, تحت حاد و مزمن است, لنگش تحت حاد بيشتر در ساير موارد شايع مي باشد.
- لنگش حاد در هنگام بروز بسيار دردناك است.
- لنگش تحت حاد 1-3 ماه بدون نشانه است.
لنگش در نتيجه حالتهاي پيچيده ايجاد مي گردد.
علل لنگش (لامينايتيس):
علل لامينايتيس را مي توان به سه دسته تقسيم نمود.
1- عدم تعادل غذايي
2- عدم اتساع كافي شكمبه
3- سم چيني زياد
استفاده از سطوح بالا مواد كربوهيدراته قابل تخمير در جيره مخلوط با فيبر ناكافي مي تواتد موجب بروز اسيدوز شكمبه شده و در اينحالت با از بين رفتن اغلب باكتريهاي شكمبه، باكتريهاي لاكتو باسيل رشد كرده و pH شكمبه كاهش مي يابد در پاسخ به اين عمل بدن گاو توليد هيستامين مي نمايد كه باعث انقباض و سپس اتساع مويرگهاي لايه مورقه پا مي شود و خيز و تجمع خون همراه با تخريب ديواره عروق خوني ديده مي شود پاها دردناك شده و منجر به آسيب مويرگها شده و از توليد طبيعي كراتين در سم جلوگيري مي گردد.
انواع لنگش(لامينايتيس):
لامينايتيس حاد:
- افزايش تنفس و ضربان قلب
- گرم شدن ديواره سم و آماس حاد عروق
- خونريزي، كه اكثراً در خط سفيد سم يا در مفاصل مچ قابل مشاهده مي باشد. گاهي نيز خونريزي با جدا نمودن خط سفيد مشاهده مي گردد.
لامينايتيس تحت حاد:
با وجود زخم در مچ و ديواره سم تا مدت 1-3 ماه هيچ نشانه ايي از لنگش ديده نمي شود. نواحي نرم سم و فاقد رنگدانه به رنگ زرد در آمده و نشانه هايي از خونريزي ديده مي شود.
لنگش مزمن ( لامينايتيس مزمن ):
پاها رشد نمو غير طبيعي داشته و ديواره افقي سم در اثر رشد طويل شده و بدين ترتيب كف سم عريض تر و پاشنه ها داراي گودي مناسب نمي گردد.
درمان:
جيره هاي غذايي گاو شيري بايد براي تمام انواع اين بيماري تصحيح گردد.
1- لنگش هاي مزمن را مي توان با سم چيني منظم هر 3-4 ماه يكبار بر طرف نمود گاوهايي كه مشكل پاي آنها قابل درمان نيست بايد حذف گردد.
2- در لنگشهاي تحت كلينيكي جهت آشكار نمودن جراحات، نياز به سم چيني است و با بستن قطعه چوب از وارد آمدن فشار به كف پا جلوگيري مي كنند.
پيشگيري:
استفاده از غلات در جيره را محدودتر نموده و جيره هاي غذايي را جهت ورود به مراحل مختلف توليد بتدريج تغيير داد. جيره غذايي براي تخمير مطلوب شكمبه ايي نبايد حاوي علوفه هاي با طول كافي باشد، گاوها و تليسه ها قبل و بعد از زايمان فعاليت بدني كافي داشته باشند، كف محل نگهداري دامها جهت سايش سمها از سيمان ساخته شود.

منبع:   http://www.parsbiology.com

اسهال گوساله

امروز به این بیماری خواهم پرداخت چرا که با شروع فصل گرما، این بیماری هم در گوساله های تازه متولد شده شیوع می یابد که ممکن است همراه با گرمازدگی موجب تلف شدن دام نیز گردد.

ابتدا باید بدانیم اسهال در گوساله عوامل متفاوتی دارد ویروسها و گاهی باکتریها و گاهی ویروس ها همراه با باکتری ها موجب اسهال در گوساله ها می شوند.سالمونلا،پزودوموناس،پاستورلا و اکلی .........

عامل اصلی اسهال در گوساله های تازه متولد شده و در هفته اول زندگی به خصوص 4 روز اول زندگی اشرشیای ایکلای است.در کلستریدیا ها و سالمونلا زمان اسهال زمان دیرتری است یه چیزی حدود 15 روزگی تا 1 ماهگی ایجاد اسهال می نمایند.عوامل ویروسی مثل روتاویروس- کروناویروس و عوامل انگلی مثل ایمریا و کوکسیدیا ها نیز ایجاد اسهال می نمایند.

معمولا اسهال در این سنین به رنگ زرد مایل به سبز است.

علائم:در ابتدا ما فقط زمینه ی مدفوع آبکی به شکل اسهال به همراه کم آبی در گوساله را مشاهده خواهیم کرد.درجه حرارت بدن دام در ابتدا کمی بالا می رود و بعد از مدتی کم آبی و خشکی بدن شروع می شود و دمای بدن به شدت کاهش می یابد.گوساله توان ایستادن را از دست می دهد و زمین گیر می شود .گوشها و پوزه به شدت سرد می شود.رفلکس مکیدن در گوساله کمتر می شود.چشم ها گود افتاده میشود،صدای قلب ضعیف تر شده اما تعداد ضربان افزایش می یابد،تعداد حرکات تنفسی زیاد تر شده،اگر شکم گوساله را به صورت مشکی تکان بدهیم متوجه می شویم داخل حالت پر از مایع دارد .نواحی انتهائی بدن سرد می شود.در این اسهال به خصوص در اشرشیا توکسمی هم خواهد داد و گوساله را دچار شوک می کند.

درمان: تزریق سرم بخصوص سرم نمکی یا قندی نمکی،خیلی می تواند کمک کننده باشد،معمولا به ازای هر1 کیلو از وزن بدن 100 سی سی سرم زده می شود.نکته اینکه وزن گوساله در هنگام تولد حدودا 25 الی 28 کیلو گرم است معمولا دو لیتر و نیم که همان 2 لیتر در روز کافی است. توجه داشته باشید که دمای سرم تزریق شده نباید پائین تر از دمای بدن گوساله باشد و سرد باشد.سرم را در آب ولرم قرار دهید.

تزریق 3 تا 5 سی سی  فلونگزین مگلوبین که از دسته داروهای ضد التهابی است به درمان التهاب روده ای ایجاد شده می تواند کمک کننده باشد.

استفاده از آنتی بیوتیک های خوراکی مثل نئومایسین  بسیار موثر است معمولا به مدت 3 روز روزی 2 عدد تجویز می شود.

استفاده از آنتی بیوتیک تزریقی مثل انروفلوکسازین یا اکس تتراسایکلین به مدت 3 تا 5 روز .

گاهی اگر حالت اسهال بسیار شدید باشد یک چیزی حدود 13 گرم بی کربنات سدیم یا همان جوش شیرین به سرم قندی نمکی اضافه می کنیم.حتی می توانیم تا 15 گرم به گوساله خوراند.

علاوه بر دارو های بالا و کار های فوق شیر گوساله را 24 ساعت قطع کنید و از پودر های اسکور استاپ که معمولا 1 ساشه را در 3 لیتر آب مخلوط کرده و در  وعده به گوساله خورانده شود.یا از پودر های او.ار.اس به همان روش فوق می توانیم استفاده کنیم.

یک درمان حمایتی نیز انجام می دهیم و به مدت 3 روز روزی 5 سی سی آ.د.3.ای تجویز می نمایم.

انجام درمان های بالا و مراعات مسائل دیگر به بهبود دام بسیار کمک خواهد کرد.

آناتومی قلب

آناتومی قلب

قلب : قلب در حفره صدري بين دنده هاي سوم تا ششم قرار دارد0 اولين صداي قلب (سيستوليك) با انقباض بطني هم زمان است و توسط حركت انقباضي ميوكارد و بسته شدن دريچه دهليزي-بطني بوجود مي آيد (صداي عضلاني دريچه اي). اين صدا طولاني تر، عميق تر ( يا مات تر) و بلند تر از صداي دوم قلب است كه كوتاهتر، زيرتر (يا روشنتر) و آهسته تر ميباشد و توسط بسته شدن دريچه هاي سيني (صداي دريچه اي) توليد شده و هم زمان باشروع دياستول است (صداي دياستوليك قلب) فاصله بين اولين و دومين صدا از فاصله بين دومين صدا تا انقباض بعدي بسيار كوتاهتر است اولين صدا در بالاي بطن ودومين صدا در بالاي قاعده ي قلب شنيده مي شود0
به منظور گوش كردن صداي دريچه هاي قلب گاو به بهترين وجه، مي توان به شرح زير عمل كرد:



دريچه آئورتي:در طرف چپ ،درست در پايين خط فرضي افقي كه ازمفصل شانه مي گذرد0
دريچه ششي: در طرف چپ، نيمه ي راه بين مفاصل آرنج وشانه، در حد امكان به طرف جلو پيش برده شود.
دريچه دولتي(ميترال) : در طرف چپ ، به همان صورت درست در پايين خط افقي كه ا ز مفصل شانه مي گذرد ،اما اندكي عقب تر در پنجمين فضاي بين دنده اي.
دريچه سه لتي: در طرف راست ، قطعه سينه اي در نيمه راه بين مفصل شانه وآرنج ،در حد امكان به طرف جلو پيش برده شود.
تاكي كاردي: ضربان بيشتر از90 عدد در گاو بالغ در حال استراحت ، بيشتر از 100 عدد در گاو جوان يابيشتر از120 عدد در دقيقه در گوساله ها دلالت بر تاكي كاردي مينمايد
كه نشانه اي از نارسائي در گردش خون و يا عفونت سپتيسميك است البته ارقام بالا در سرزمينهاي مرتفع كوهستاني 10 ضربه كمتر از سرزمينهاي پست است .
گاهي در حالت نوشيدن و خوردن بخصوص در گوساله تعداد ضربان قلب به مدت كوتاهي حتي به 150 مي رسد.


سوفل Murmur = مورمورها يا صداهاي اضافي قلب شامل هر صدايي مي باشد كه به اولين و دومين صداي قلبي اضافه مي شود و هميشه پاتولوژيك مي باشند وبه مورمورهاي آندوكاردي يا اگزوكاردي (پريكاردي) تقسيم مي شوند.
صداهاي آندوكاردي در داخل قلب بوجود آمده و معمولا در اثر نارسائي دريچه اي، مخصوصا بسته شدن ناقص يا تنگي (استنوز) دريچه ي دهليزي بطني يا سيني و توليد آشفتگي در جريان خون داخل قلب بوجود مي آيد.
جراحات مولد اين عارضه معمولا آماسي و ترومبوتيك هستند.
گاهي صداي مورمور بطور مادرزادي در اثر باقي ماندن سوراخ بيضي Oval foramen (بين دو دهليز) بوجود مي آيدو گاهي اين صدادر اثر كم خوني ،خونريزي ويا كمبود شديدتغذيه اي (مورمورآنميك)بوجود مي آيد.
ميزان حجم خون گاو 80 ـ50 ميلي ليتر به ازاي هر كيلو گرم وزن بدن مي باشد.

آزمايش توقف سياهرگي venous stasis test يا ميزان پري سياهرگ وداج:
اگر وريد وداج در ناحيه مياني گردن فشرده شود، رگ در بالاي نقطه فشرده شده به دليل تجمع خون متورم و پر تر مي گردد ولي قسمتي پايين تر از نقطه فشرده شده در ضربان بعدي قلب خالي مي گردد- در اين حالت نتيجه آزمايش فشاربرروي سياهرگ منفي است. اما اگر وريد وداج برجسته شده باشد و در ملامسه سفت باشد پس پري آن غير طبيعي است.چنين عارضه اي در جريان خون سياهرگي گاو معمولا ناشي از عملكرد ناقص قلب در نتيجه جراحات پريكارد است كه خود توسط سل، لكوز يا جسم خارجي به وجود آمده است (و از انبساط كامل قلب در خلال دياستول جلوگيري مي كند ). از ديگر دلايل وقوع اين حالت، تنگي مدخل قفسه سينه در اثر نئوپلاسم است كه وريد وداج را در اين نقطه دائما در معرض فشار قرار مي دهد. تنگي دريچه ي سه لتي با ممانعت از بازگشت خون سياهرگي به دهليز راست، عامل ديگري محسوب مي شود (اما بسيار نادر است ) .در موارد پيشرفته ركود جريان خون سياهرگي ،قطعه اي از سياهرگ وداج كه پايين تر از نقطه فشرده شده قرار دارد نمي تواند خالي شود و دقيقا به ميزان قبل از اين كار پر از خون باقي مي ماند.در اين حالت آزمايش فشار بر روي سياهرگ مثبت تلقي مي شود (تصوير زير ) كه نشانه اي از نارسائي شديد گردش خون است .
نبض سياهرگ وداج : تنفس به وسيله تغييراتي كه در فشار داخلي قفسه سينه ايجاد مي كند، موجب افزايش و كاهش ريتميك اندازه وريد وداج در محل ورود آن به داخل قفسه سينه در خلال باز دم ودم مي گردد. چنين نوساني در وريد وداج ، به خصوص در بيماران با اختلال تنفسي، مشخص تر مي باشد وبه عنوان شاخص بيماري تنفسي به كار مي رود. در اكثر گاوهايي كه خيلي زياد عضلاني نيستند ويا پوست ضخيمي ندارند، در طي سيستول دهليز انقطاع مختصري در جريان مداوم خون سياهرگي به وجود مي آيد واين انقطاع، انبساط خفيف تا ملايمي را در نزديكترين قسمت وريد وداج به قفسه ايجاد مي كند. اين انبساط احساس يك موج نبض را كه به طرف سر در حركت است القا مي نمايد امادر حقيقت فقط يك انبساط عروقي تحليل رونده است كه به ظاهر عكس مسير جريان خون مي باشد و نبض سياهرگي منفي يا دهليزي ناميده مي شود. در گاو سالم هنگامي كه بخش پائيني وريد متعاقب به هم فشردن يك نقطه آن خالي مي شود، اين نبض ناپديد مي گردد- آزمايش فشار بر روي سياهرگ در اينجا منفي است. نبض منفي در سياهرگ شيري هرگز ديده نمي شود، چرا كه پايين تر از قلب قرار گرفته است. هنگامي كه دريچه سه لتي كاملا بسته نمي شود، مقداري از خون موجود در نيمه راست قلب در خلال سيستول بطني بجاي عبور از سرخرگ ريوي به طور فعال به طرف عقب در امتداد سياهرگهاي بزرگ رانده مي شود. دراين موارد وريد وداج داراي نبض واقعي و پاتولوژيك است و با اجراي آزمايش فشار روي سيا هرگ نيز ناپديد نمي شود. اين نبض سياهرگي مثبت يا بطني قلمداد ميشود و در سياهرگ شكمي ( شيري ) نيز مشاهده مي گردد.
در صورت وجود نارسايي ميترال يا نارسايي نيمه چپ قلب، ادم يا خيز ريوي و نهايتا خيز ريوي كف آلود بهمراه سرفه و تاكي پني در حيوان مشاهده مي گردد.
در نارسايي نيمه راست قلب يا نارسايي دريچه سه لتي، خون بطرف سياهرگهاي بزرگ ( بجاي عبور از سرخرگ ريوي) پس زده شده و در نتيجه منجر به ادم يا خيز زير پوستي anasarca ( بخصوص در ناحيه فك، گردن و پوست ناحيه جلوي قفسه سينه ) و خيز در محوطه بطنيascites ، ناحيه صدري hydrothorax و آبشامه قلب hydropericardium ميگردد. اگر پر خوني باندازه كافي شديد باشد روي كبد وكليه نيز تاثير ميگذارد. بطوريكه در كبد باعث تورم و از دست دادن فعاليت نرمالش ميگردد. در ادامه با وخامت بيماري روي سيستم سياهرگي باب Portal system نيز اثر گذاشته و باعث اختلال در هضم وجذب در دستگاه گوارش ميشود و همچنين خروج ترشحات ترانسودائي Transudation بداخل روده ها را سبب گرديده و لذا منجربه اسهال مي گردد ( در ابتداي بيماري مدفوع نرمال است و در مراحل پيشرفته اسهال ظاهر ميشود). سياهرگهاي سطحي بدن نيز متسع ميشوند در همين رابطه نيز سياهرگ وداج نيز متسع و نبض دار ميگردد.
اختلال در كليه ها بدنبال كاهش جريان خون ورودي سرخرگي وكاهش اكسيژن و تخريب سلولها Anoxic damage در گلومرولها موجب كاهش ادرار و دفع پروتئينهاي پلاسما (آلبومين) ميگردد.در صورت وجود نارسايي ميترال يا نارسايي نيمه چپ قلب، ادم يا خيز ريوي و در نارسايي نيمه راست قلب يا نارسايي دريچه سه لتي خيز زير پوستي ايجاد ميگردد

دستگاه  گردش خون

دستگاه  های بدن

دستگاه تنفس

دستگاه گوارش شامل قسمتهای ذیل است:

۱- بینی: دو سوراخ نیم هلال با دیواره قابل انبساط و قابلیت حلقوی شدن در هنگام فعالیت شدید و افزایش حجم ورود و خروج هوا.

۲- نای: متشکل از ۶۰-۵۰ حلقه غضروفی ناقص که از حنجره تا ناف شش امتداد دارد و حدود ۸۰-۷۵ سانتیمتر طول و ۶-۵ سانتیمتر قطر دارد.

 

 

۳- ششها: از دو بخش راست و چپ تشکیل شده اند که بخش راست بزرگتر است.

۴- قسمتهای وابسته به دستگاه تنفس مانند: دیافراگم، سینوسها، حفره سینه ای و پرده جنب.

 

دستگاه ادراری- تناسلی

دستگاه ادراری وظیفه دفع آب اضافی و مواد زاید را از بدن دارد و شامل بخشهای زیر است:

۱- کلیه ها: به تعداد دو عدد در دو طرف خط میانی بدن در سمت عقبی مهره های سینه ای و جلویی مهره های کمری در ناحیه سقف شکم قرار دارند، کلیه چپ لوبیایی شکل و کلیه راست قلبی شکل است. کلیه ها توسط پوششی از جنس بافت همبندی احاطه شده اند و داخل آنها لوله های کلیوی، کپسول گلومرولی، هرمها و پرزهای کلیوی و همچنین شبکه های مویرگی وجود دارد. مواد زاید، خون را ترک گفته و وارد لوله های کلیوی می شوند و سرانجام تعداد زیادی از این لوله ها به مجراهایی به نام مجراهای جمع کننده می ریزند.

کلیه یک بخش قشری و یک بخش مرکزی دارد.

۲- میزنای: مواد دفعی را از لگنچه کلیه جمع، به سمت عقب بدن رفته و به صورت مورب پس از طی مسافتی در دیواره مثانه در داخل آن باز می شود.

۳- مثانه: کیسه ای با دیواره ماهیچه ای است و شکل آن به پر و خالی بودنش بستگی دارد و در هنگام پر بودن در کف لگن قرار دارد.

۴- مجرای خروجی ادرار: این مجرا موجب تخلیه ادرار به خارج می شود.

در حیوانات نر درازتر است و از دو بخش لگنی و خارج لگنی تشکیل شده و برای هدایت ترشحات دستگاه تناسلی هم استفاده می شود.

دستگاه تناسلی وظیفه تولید و انتقال سلولهای جنسی را که لازمه ادامه نسل هستند بر عهده دارد و دستگاه تناسلی مادیان علاوه بر آن، محلی برای بارور شدن این سلولها و مسوول ایجاد محیط مناسب جهت رشد و تغذیه جنین می باشد.

دستگاه تناسلی نریان از اندام زیر تشکیل شده است:

۱- بیضه ها: در خارج حفره شکمی و داخل کیسه ای قرار دارند. هر بیضه توسط یک پوشش ضخیم احاطه شده که این پوشش انشعاباتی از جنس بافت همبندی به داخل فرستاده و بیضه را به قطعاتی تقسیم می کند که در داخل هر قطعه ۴-۳ لوله اسپرم ساز قرار دارد. در داخل این لوله ها سلولهای اسپرماتوگونی، اسپرماتوسیت اولیه، اسپرماتوسیت ثانویه، اسپرماتید و اسپرماتوزویید در مراحل مختلف تقسیم و رشد مشاهده می شوند. دنباله این لوله ها به شبکه بیضه منتهی می شود و نهایتا" وارد مجرایی به نام اپیدیدیم می شود.

۲- مجرای اپیدیدیم: مجرایی به شدت پیچ خورده است که در طول یک لبه بیضه قرار دارد و به آن متصل است. از سه ناحیه سر، بدنه و دم تشکیل شده که سر محکم به پوشش بیضه چسبیده و مجرای آوران را دریافت می کند. بدنه اتصال کمتری با بیضه دارد و دم نیز توسط رباط ویژه اسپرم به طور محکم به بیضه متصل است. اپیدیدیم محل ذخیره شدن و بالغ شدن اسپرم می باشد و در ناحیه انتهایی خود به مجرای باوران وصل می شود.

۳- مجرای باوران: در مجاورت مثانه قرار گرفته و به مجرای خروجی ادرار وصل می شود.

دستگاه تناسلی غدد ضمیمه ای شامل غدد کیسه ای، پروستات و کوپر دارد.

دستگاه تناسلی ماده شامل قسمتهای زیر است:

۱- تخمدانها: در شکم و ناحیه زیر کمری قرار دارند و لوبیایی شکل هستند. تخمدانها دارای فرورفتگی مختصری به نام گودی تخمک گذاری هستند. هر تخمدان دو سطح داخلی و خارجی و دو انتهای لوله ای و رحمی دارد.

۲- رحم و لوله های رحمی: لوله رحم مجرای ظریفی است که از انتهای لوله ای تخمدان شروع و به رحم متصل می شود. طول این لوله حدود ۳۰-۲۰ سانتیمتر است و لقاح در قسمت متسع آن یعنی آمپولا صورت می گیرد.

رحم، محلی است که تخمکهای بارور شده پس از عبور از لوله رحمی وارد آن شده و در دیواره آن جایگزین می گردد و از سه قسمت بدنه، شاخهای رحم و گردن رحم تشکیل شده است. بدنه آن لوله ماهیچه ای است که از سمت جلو با شاخهای رحم و از سمت عقب با گردن رحم مربوط می شود. شاخهای آن هم لوله عضلانی است که به طرف بالا پیچ خوردگی دارد. گردن رحم از پیچهای عضلانی زیادی تشکیل شده است که دهانه رحم را همیشه مسدود می نمایند و فقط در دو موقع، یکی هنگام زایمان و دیگری هنگام فحلی باز می گردد.

 

دستگاه گردش خون

این دستگاه از قلب و عروق تشکیل شده است. قلب توده ای از بافت عضلانی است که در حفره سینه قرار دارد. بافت عضلانی قلب حاوی عروق فراوانی است که وظیفه تغذیه قلب را بر عهده دارند. قلب چهار حفره دارد که عبارتند از: دهلیز راست و دهلیز چپ در بالا و بطن راست و بطن چپ در پایین. دهلیزها توسط دیواره بین دهلیزی و بطنها توسط دیواره بین بطنی، دهلیز راست از بطن راست توسط دریچه سه لتی و دهلیز چپ از بطن چپ توسط دریچه دو لتی جدا می گردند. دیواره بطن چپ به دلیل اینکه بطن چپ وظیفه پمپاژ خون را بر عهده دارد تقریبا" دو برابر دیواره بطن راست است.

سرخرگها خون را از قلب خارج و سیاهرگها خون را وارد قلب می کنند. سرخرگها حاوی خون تازه، روشن و اکسیژن دار و سیاهرگها حامل خون تیره، مصرف شده و گاز کربنیک دار هستند به غیر از سیاهرگ ششی که دارای خون روشن است.

علاوه بر دستگاه های فوق دستگاه عصبی شامل مغز و نخاع و انشعابات نخاع و همچنین دستگاه لنفاوی شامل طحال و غدد لنفاوی هم وجود دارند.

 

استخوانها و مفاصل بدن

استخوانهای دست شامل: کتف، بازو، ساعد (زند زبرین، زند زیرین)، مچ(۷ استخوان در دو ردیف)، قلم دست (با مقطع بیضی)، انگشت (بند اول، بند دوم، بند سوم و استخوانهای کنجدی) *** مفاصل دست: شانه (بین کتف و بازو)، آرنج (بین بازو و زند زبرین و زند زیرین)، مچ (بین زند زبرین و ردیف بالایی استخوانهای مچ).

 

 

 بین ردیف پایینی مچ و قلم، بین قلم و بند اول انگشت، بخلق (بین بند اول و دوم انگشت)، بین بند دوم و سوم انگشت.

 

 

استخوانهای پا شامل: لگن (گوه، ورک، شرمگاهی)، ران (که بزرگترین استخوان کنجدی بدن یعنی کشکک هم در قسمت جلویی بالای آن قرار دارد)، ساق (درشت نی ، نازک نی)، مچ (۶ استخوان در سه ردیف که استخوانهای قاب و پاشنه در ردیف بالا هستند)، قلم پا (با مقطع دایره ای)، انگشت (بند اول، بند دوم، بند سوم و استخوانهای کنجدی) *** مفاصل دست: پیوندگاه که دو نیمه لگن را به هم وصل می کند، ران (بین لگن و ران)، زانو (بین ران، کشکک، انتهای بالایی درشت نی و نازک نی)، مچ یا مفصل خرگوشی (بین درشت نی و ردیف اول مچ یعنی قاب و پاشنه)، بین ردیف اول و دوم مچ، بین ردیف دوم و سوم مچ، بین ردیف سوم مچ و قلم، بین قلم و بند اول انگشت، بخلق (بین بند اول و دوم انگشت)، بین بند دوم و سوم انگشت.

 

 

ستون مهره ها: از تعدادی استخوان نا منظم که به صورت زنجیره ای در خط میانی قرار داشته و مهره نامیده می شوند، تشکیل شده است. ستون مهره ها از سر تا پایان دم کشیده شده و بسته به ناحیه ای از بدن که در آن قرار دارند به نواحی مختلفی تقسیم می شوند که عبارتند از:

گردنی (۸ مهره)، پشتی (۱۸ مهره)، کمری (۶ مهره)، خاجی (۵ مهره)، دمی (۲۱-۱۵ مهره). مهره ها به جز دو مهره اول گردن و مهره های آخر دم با وجود دارا بودن اختلافات جزئی و ناحیه ای در طرح و شکل کلی شبیه هم هستند. ساختمان عمومی مهره ها از بدنه مهره، کمان مهره و زائده ها تشکیل شده است

 

 

دنده ها: استخوانهای درازی هستند که دیواره استخوانی قفسه سینه را می سازند. تعداد دنده ها برابر تعداد مهره های پشتی بوده و یکی بعد از دیگری قرار دارند. انتهای پشتی دنده ها که با مهره های پشتی مفصل می شوند، انتهای مهره ای و انتهای دیگر آنها که به سمت شکم امتداد می یابد، انتهای شکمی خوانده می شوند. انتهای شکمی به وسیله غضروفهای دنده ای به جناغ متصل می شوند، آنهایی که مستقیما" توسط غضروفهای دنده ای مفصل می شوند دنده های حقیقی یا جناغی خوانده می شوند که معمولا" ۸ جفت می باشند و بقیه دنده های غیر حقیقی یا غیر جناغی نامیده می شوند.

استخوانهای سر: پس سری، آهیانه، پیشانی، پروانه ای، پرویزنی.

 

 

استخوانهای صورت: بینی، فک بالا، فک پایین، اشکی، گونه ای، تیغه میانی بینی، ثنایا.

تصاویر آناتومی (اندام های داخلی)

سلام. چند تا PDF مربوط به تصاویر آناتومی دستگاه های داخلی بدن از اطلس پاپسکو براتون درست کردم که به تفکیک نوع جانور برای دانلود می ذارم.

 پسورد همگی: dampezeshk87

دانلود تصاویر سگ (1.5 مگابایت)

دانلود تصاویر تک سمی (2.8 مگابایت)

داتلود تصاویر گاو (3.8 مگابایت)

دانلود تصاویر گوسفند ( 1.7 مگابایت)


 

دانلود کتاب فیزیولوژی دامپزشکی کانینگهام (متن کامل)

سلام کتاب فیزیولوژی دامپزشکی کانینگهام رو می تونین در 3 قسمت از لینک های زیر دانلود کنید:

   download cunningham veteriary physiology part1                            password: dampezeshk87

download cunningham veteriary physiology part2

download cunningham veteriary physiology part3

مشمشه بیماری مشترک انسان و دام

 

مشمشه يكي از بيماريهاي باكتريائي مسري خطرناك است كه اغلب سبب ابتلاء تك سميها ميگردد؛ بيماري بشدت كشنده بوده و از اهميت بالائي در جمعيتهاي اسب برخوردار است .اين بيماري از جمله بيماريهاي مهم مشترك بين انسان و دام ميباشد.
عامل بيماري :
عا مل بيماري باكتري گرم منفي غير متحرك فاقد كپسول و غير هاگزا بنام پزودومناس مالئي ( Pseudomonas mallei ) است كه بعضاً در مراجع جديد به نام بورخولدريا مالئي ( Burkholderia mallei ) نيز ناميده شده است .

 




 اپيدميولوژي :
پزودومناس مالئي يك انگل اجباري بوده كه بسهولت توسط نور ؛ حرارت و ضد عفوني كننده هاي معمولي از بين ميرود و بنظر نميرسد در يك محيط آلوده بيش از شش هفته باقي بماند . اسبها ؛ قاطرها و الاغها از گونه هاي معمول در گير ميباشند . بيماري در اسب بيشتر بسمت شكل مزمن پيشرفت مينمايد در صورتيكه قاطرها و الاغها بيشتر بشكل حاد بيماري مبتلا ميشوند . حيواناتي كه از تغذيه بدي برخوردارند ويا در محيط نامطلوب نگهداري مي شوند از حساسيت بيشتري برخوردارند . انسان نيز در زمره جانداران حساس به اين عامل عفوني است كه معمولاً بيماري منجر به مرگ مي شود . حيوانات آلوده و يا حامليني كه در ظاهر سالم بوده واز بيماري جان سالم بدر برده اند عمده ترين منابع عفونت بشمار مي آيند . نحوه انتشار آلودگي بدان صورت است كه آسيبها وضايعات ريوي (آبسه مانند ) پاره شده و عامل بيماري بدرون برونشيولها راه يافته وباعث عفوني شدن مجاري تنفسي فوقاني ميگردد كه در نتيجه سبب دفع ارگانيسم از بيني ودهان خواهد شد . انتشار بيماري اغلب از طريق بلع مواد غذائي آلوده با منشا ذكر شده اتفاق مي افتد كه در اين زمينه آبشخورهاي مشترك ( آلوده ) نقش بسزائي خواهند داشت . تماس مستقيم پوست با پوست آلوده و وسايل تيمار ( مانند غشو ) اگر چه مي تواند خطر آفرين باشد ليكن بندرت ايجاد بيماري پيشرونده مينمايد . همچنين انتشار بيماري از طريق استنشاقي نيز ميتواند اتفاق بيافتد اما اين شكل آلودگي احتمالاً تحت شرايط طبيعي نادر مي باشد .
مشمشه هم اكنون از كشورهائي همانند آمريكاي شمالي ريشه كن شده است اما مناطقي از جهان منجمله آسياي صغير ؛ آسيا و آفريقا همچنان آلوده مي باشند .
از آنجا كه اخيراً پرورش و نگهداري اسب بويژه بصورت متراكم در حال رشد مي باشد و جابجائي دامها در اين شرايط بيش از گذشته و به مقاصد مختلف صورت مي پذيرد ؛ بروز و شيوع بيماري مشمشه در اين جمعيتها دور از انتظار نمي باشد . در تحت چنين شرايطي ميزان مرگ ومير بسيار بالا خواهد رفت و در تعداد كمي از حيوانات كه بظاهر بهبود مي يابند ( حاملين ) بيماري ابقاء مي يابد . بندرت ممكن است حيوانات بطور كامل بهبود يابند . گوشتخواراني همانند شير ممكن است با خوردن گوشت آلوده به بيماري مبتلا شوند . همچنين آلودگي در گوسفند و بز نيز ديده شده است .
با وجوديكه انسانها به بيماري خيلي حساس نيستند اما از طريق جراحات پوستي ممكن است به بيماري ؛ بشكل گرانولوماتوز و پيمي مبتلا شوند . مرگ ومير موردي از ميزان بالائي برخوردار است .
بطور كلي اسبدارها كه در ارتباط مستقيم و تنگاتنگ با اسبها مي باشند و بويژه دامپزشكاني كه بدون دقت عمل لازمه اقدام به كالبد گشائي حيوانات آلوده مينمايند در معرض خطر قرار دارند .

پاتوژنز :
هجوم و حمله جرم اغلب از طريق ديواره روده اتفاق افتاده و در نتيجه آن يا بصورت سپتي سمي ( شكل حاد بيماري ) و يا بصورت باكتريمي ( شكل مزمن بيماري ) اتفاق مي افتد . عامل بيماري همواره در ريه موضعي شده اما پوست ومخاط بيني نيز در زمره مواضع معمول قرار دارند . ساير احشاء نيز ممكن است محل تشكيل ندولهاي تيپيك گردند . علائمي كه در مرحله پاياني بيماري ديده ميشود ؛ عمدتاً مربوط به برونكو پنومونيا بوده ومرگ در موارد تيپيك بيماري بسبب آنوكسي آنوكسيا پيش مي آيد .

يافته هاي با ليني :
در شكل حاد بيماري : تب بالا ؛ سرفه ؛ ريزش بيني همراه با انتشار سريع زخمهائي روي مخاط بيني و همچنين ندولهائي بر روي پوست قسمت تحتاني دستها و يا شكم بروز مي نمايد . مرگ در اثر سپتي سمي ظرف چند روز اتفاق مي افتد .
در شكل مزمن بيماري : در اين حالت از بيماري علائم بستگي به محلهائي قابل پيش بيني كه ضايعات در آنها شكل گرفته اند خواهد داشت . هنگاميكه موضعي شدن اصلي در ريه اتفاق بيافتد سرفه مزمن ؛ تنفس دردناك و خونريزيهاي مكرر از بيني اتفاق خواهد افتاد . اشكال مزمن پوستي و بيني معمولاً با هم اتفاق مي افتند . ضايعات مربوط به بيني بر روي قسمتهاي تحتاني ديواره مياني و قسمت غضروفي مياني ؛ شكل ميگيرند . ضايعات ذكر شده در ابتدا بصورت ندولهائي باقطر 1 سانتيمتر بوده كه بتدريج زخمي شده و ممكن است بيكديگر متصل شوند . در مراحل اوليه ترشحات بيني بصورت سروزي بوده كه ممكن است يك طرفي باشد وبعداً بصورت چركي و نهايتاً بصورت خون آلود تظاهر يابد كه بطور معمول اين وضعيت بيني ؛ توام با بزرگ شدن غدد لنفاوي زير فكي خواهد بود . شكل پوستي بيماري ( سراجه يا FARCY ) با ظهور ندولهاي زير جلدي ( بقطر 2-1 سانتيمتر) كه سريعاً زخمي شده و واجد ترشحات چركي برنگ عسل تيره ( قهوه اي ) خواهد شد تشخيص داده ميشود . در بعضي موارد ضايعات ؛ عمقي تر بوده و ترشح از طريق فيستولهاي ايجاد شده خارج مي شود . عروق لنفي بصورت فيبروزي ؛ قطور و شعاعي ؛ از ضايعات خارج شده و با همديگر ارتباط مي يابند . عقده هاي لنفاوي زه كشي كننده ناحيه ؛ در گير شده و ممكن است ترشحات خارجي داشته باشند . محلي كه ميتوان براي ضايعات پوستي پيش بيني كرد قسمت مياني مفصل خرگوشي است اما اين گونه ضايعات در هر قسمت از بدن ميتواند ايجاد شود .
حيوانات در گير با فرم مزمن بيماري معمولاً تا چندين ماه بيمار بوده و مكرراً بهبودي رانشان ميدهند اما عاقبت يااز پادر آمده ويا با يك بهبود ظاهري بعنوان موارد مخفي باقي مي مانند .

يافته هاي كالبد گشائي :
اگرچه هر گونه كالبد گشائي لاشه دام مبتلا به مشمشه بواسطه خطرات احتمالي ممنوع ميباشد ليكن علا ئم بيماري در كالبد گشائي بقرارزير ميباشد :
در شكل حاد بيماري خونريزيهاي پتشي متعددي در تمام اندام مشاهده مي گردد كه توام با برونكو پنموني نزله اي شديد و بزرگي عقده هاي لنفاوي برونشيال مي باشد .
در شكل مزمن بطور معمول ضايعات در ريه ها بشكل ندولهاي ارزني همانند آنچه در سل ارزني ديده ميشود در تمامي بافت ريه پخش و پراكنده مي باشند . ضايعات و زخمها روي مجاري تنفسي فوقاني خصوصاً مخاط بيني وجود داشته و باوسعت كمتري در مخاط لارنكس ؛ ناي و برونشيها ديده مي شود .
ممكن است ندولها و زخمها در پوست ودر زير پوست ( بصورت نسبتاً وسيعي ) وجود داشته باشد .
عقده هاي لنفاوي كه مسئول زه كشي محل در گير هستند معمولاً حاوي كانونهاي چركي و عروق لنفي داراي ضايعات مشابه هستند . كانونهاي نكروتيك هم چنين ممكن است در ديگر اعضاء داخلي نيز وجود داشته باشند . پزودو مناس مالئي و گاهي اوقات اكتينو مايسس پيوژنز ؛ از بافتهاي آلوده جدا شده اند .

تشخيص :
قطعي ترين راه تشخيص هر بيماري جدا سازي عامل بيماري ميباشد . در شكل حاد بيماري مشمشه جداسازي پزودو مناس مالئي از بافتهاي آلوده چندان مشكل نمي باشد . اين باكتري از رشد نسبتاً آهسته و خوبي بر روي اكثر محيطهاي كشت آزمايشگاهي بر خور دار است كه ميتوان سرعت رشد آن را با افزودن گليسرول و خون دفيبرينه اسب به محيط افزايش داد . در صورت استفاده از محيط كشت بلاد آگار بعد از دو روز كلني هائي بشكل مدور ؛ كوچك و برنگ قهوه اي خاكستري ايجاد خواهد شد . پزودومناس مالئي ؛ باكتري گرم منفي ؛ فاقد حركت و از نظر فعاليتهاي بيو شيميائي بسيار ضعيف ميباشد كه همين ويژگيها آن را از پزودومناس پزودومالئي عامل مليوئيدوز تفريق مينمايد . جداسازي جرم از مواردي كه درگير شكلهاي مزمن و مخفي مشمشه ميباشند بسادگي ميسر نبوده و در چنين حالاتي ميبايست از تستهائي همانند تستهاي آلرژيك بمنظور تشخيص بهره جست .
مهمترين و اصلي ترين روش تشخيص بيماري ؛ تست آلرژيك ؛ با تزريق بين جلدي در پلك پائين با مايه مالئين ميباشد . تست ذكر شده از حساسيت و ويژگي نسبتاً بالائي برخوردار است . مايه مالئين مورد استفاده ؛ از پادگني كه از كشت باكتري مشمشه در محيط بويون گليسرينه بدست مي آيد اخذ مي گردد كه تزريق درحيوان سالم بي ضرر بوده ولي در حيوانات آلوده ( راكتور ) سبب تورم و ترشح چرك از گوشه چشم ميگردد.
مقدار مصرف آن 1/0 ميلي ليتر بوده كه از محلول رقيق شده آن با آب فنيكه پنج در هزار كه در اين حالت بنام مالئين فنيكه گفته ميشود استفاده ميگردد .
بمنظور انجام تست بعد از مقيد كردن تك سمي بطريق لواشه زدن لب بالا و يا گوش با يك دست پلك پائين را در بين انگشتان شصت و سبابه ثابت نموده و مشابه تزريق بين جلدي توبركولين تزريق انجام خواهد گرفت .
توجه : بايد توصيه گردد متعاقب تزريق مالئين از هر گونه تمرينهاي آموزشي استرس زا جداً خودداري گردد .
زمان قرائت 48 ساعت پس از تزريق ميباشد هرچند در مواردي ممكن است واكنش مثبت حتي در كمتر از 48 ساعت مشاهده گردد .
تست و قرائت بايد در روز و و در مجاور نور كافي و هواي روشن انجام گيرد و زمان قرائت از 48 ساعت تجاوز ننمايد .
تست به جز در مواقع اضطراري در فضاي سرپوشيده انجام گرفته و دام تا زمان قرائت تحت آن شرايط نگهداري گردد .

كنترل :
متاسفانه اين بيماري واكسن و روش پيشگيري از طريق ايمن سازي ندارد و اهم روشهاي كنترل بيماري عبارتند از :
رعايت شرايط قرنطينه اي كامل و پيشگيري از هر گونه تردد دام . منظور از دام ؛ دامي است كه وضعيت آن از نظر سلامتي دقيقاً مشخص نمي باشد . شايان ذكر است كه هم اكنون تمامي اسبهائي كه توسط كارشناسان سازمان دامپزشكي كشور مورد تست مالئين قرار گرفته اند واجد برگه گواهي سلامت مدت دار مي باشند كه در آن وضعيت سلامتي دام كاملاً مشخص شده است .
انجام تست مالئين بصورت مداوم بفاصله هر 3 هفته تا هنگامي كه جمعيت مورد نظر در 3 تست متوالي هيچگونه موردي از راكسيون مثبت ويا مشكوك نداشته باشد .
جداسازي و اعدام هرچه سريعتر دامهاي رآكتور كه بدين منظوراقدامات بهداشتي زير بايد متعاقب تشخيص دام رآكتور انجام گيرد :
1-وسايل انفرادي و تيمار دام مبتلا بطوركلي سوزانده و معدوم شود .
2-جايگاه اسب با مواد ضد عفوني كننده ( مناسبترين ضد عفوني كننده سود سوز آور مي باشد ) پس از سوزاندن و دفن بهداشتي فضولات و كود ؛ گند زدائي شده و حد اقل بمدت 6 هفته مورد استفاده قرار نگيرد .
3-معدوم نمودن اسب آلوده با توجه به خطرات احتمالي ؛ به گونه اي انجام پذيرد كه تماس با دام به حداقل ممكن برسد .
4-محل دفن لاشه بايستي قبل از معدوم نمودن دام آلوده آماده شده باشد ؛ اين محل بايد بدوراز كانال آب ؛ چشمه ؛ قنات وساير مسيرهاي عمومي باشد .
 

منبع: سرویس خبری معاونت اسبدوانی

بیماری سراجه را نوکاردیوز

بیماری سراجه را نوکاردیوز نیز می نامند. بیماری عمدتا" در کشورهای گرمسیری بروز می کند و عامل آن نوکاردیا فارسینیکا عنوان شده است. بیماری با لنفانژیت چرکی و تورم عقده های لنفاوی که بیشتر در انتهای دست وپا تظاهر می کند، مشخص می شود.

عامل یماری در خاک وجود دارد و از طریق زخم های جلدی وارد بدن دام می شود. شکافته شدن ضایعات و بیرون ریختن مواد عفونی باعث آلودگی محیط می شود. بیماری به طور آهسته پیشرفت می کند و در دام بالغ معمول تر از گوساله است.

 

علاﺋم درمانگاهی:

 

بیماری در ابتدا با ایجاد سلولیت زیرجلدی موضعی مزمن و بدون درد شروع می شود و بتدریج در مسیر عروق لنفاوی گسترش می یابد و عقده های لنفاوی ناحیه را درگیر می سازد. عفونت ممکن است به ریه ها نیز گسترش یابد.

ضایعات اولیه بیماری شامل تورم عقده های لنفاوی موضعی می باشد که در ابتدا سخت و متحرک است و به تدریج بزرگ تر می شود و به پوست ناحیه متصل می گردد که دیگر قابل حرکت نمی باشد. ضایعات در مسیر مجاری لنفاوی و به صورت زیر جلدی ایجاد می شود ولی ضایعات اصلی در عقده های لنفاوی است. مجاری لنفاوی زیر جلدی در موضع متورم وضخیم می شود، ضایعات امکان دارد بتدریج سر باز کند و چرک از آنها خارج گردد. حال عمومی دام مبتلا دستخوش تغییری نمی شود. دوره بیماری طولانی است وممکن است تولیدات دام کاهش یابد.

محل بروز ضایعات معمولا" در عقده های لنفاوی پیش کتفی، در جلو مفصل شانه، مسیر مجاری لنفاوی دست و پا، قاعده گوش، گونه ها و آرواره و ناحیه پاروتید است. در موارد کشنده بیماری معمولا" ندول های کوچک چندتایی در سراسر ریه مشاهده می گردد. عفونت غده پستان نیز ممکن است رخ دهد که در این صورت هر جهار کارتیه ممکن است درگیر شوند.

 

تشخیص بیماری:

 

1- تهیه گسترش از چرک یا مواد آسپیره شده و رنگ آمیزی با روش زیل نلسون و رویت رشته های گرم مثبت.

2- کشت نمونه در محیط ژلوز خون در شرایط هوازی و در دمای 37 درجه سانتی گراد، بررسی پرگنه های مشکوک و انجام آزمایش های بیوشیمیایی.

 

تشخیص تفریقی:

 

بیماری سراجه ممکن است با سل پوستی اشتباه شود ولی در سل پوستی ضایعات سر باز نمی کنند. بروز لنفانژیت ناسوری ناشی از کورینه باکتریوم پسودوتوبرکلوزیس در گاو بندرت مشاهده می شود ولی تظاهر آن مشابه بیماری سراجه است. در بیماری ورم فک نیز ضایعات در داخل پوست می باشد و اگرچه عقده های لنفاوی بزرگ می شوند ولی موضع اصلی ضایعه نمی باشد و ریزش ترشحات چرکی بندرت ممکن است اتفاق بیافتد.

 

درمان:

 

تجویز یدور سدیم از راه غیر خوراکی برای درمان بیماری توصیه می گردد. همچنین باکتری عامل بیماری در برابر تری متوپریم، سولفامتوکسازول، سولفونامیدها و استرپتومایسین حساس است. ضد عفونی نمودن بموقع خراش های جلدی در گاو در مزارع میزان ابتلا را کاهش می دهد.

 

پیشگیری و کنترل:

 

تاکنون هیچ نوع برنامه ای برای کنترل بیماری اراﺋه نشده است و واکسنی برای ایجاد ایمنی در گاو در دسترس نمی باشد. توصیه می گردد که دام های مبتلا هرچه سریع تر از گله خارج شوند و اقدامات بهداشتی در محل اعمال گردد.

عکسهایی از گاوداری صنعتی

عکسهایی از گاوداری صنعتی

 

نکات کاربردی در مدیریت تغذیه ای گاو های شیری

نکات کاربردی در مدیریت تغذیه ای گاو های شیری

     

   نکات کاربردی در مدیریت تغذیه ای گاو های شیری                                                   

سطح درآمد یک واحد گاوداری بستگی به میزان تولید و هزینه های آن دارد که از این میان خوراک مصرفی با حدود 65-60 درصد بیشترین نسبت هزینه هارا به خود اختصاص می دهد. بنابراین هر چقدر گاوهایی با ظرفیت های تولیدی بیشتری نگهداری شده و زمینه ی بروز توانایی های آنها نیز مساعد گردیده و هزینه های غذایی کاهش یابد حرفه ی گاوداری از سود آوری بیشتری برخوردار خواهد بود .

مدیران موفق واحد های تولید دامی با عجین نمودن هنر و تجربه ی گذشتگان با علوم پیشرفته ی تغذیه ای امروزی كه آمیزه ای جالب توجهی را تحت عنوان مدیریت تغذیه ای به وجود آورده اند که با کاربرد علمی این برنامه  ها در مزارع دامپروری و با سود آورنمودن این بخش تولیدی برای سرمایه گذاران این واحد ها كه زمینه ی مطمئنی در رابطه با تضمین اقتصادی فعالیتشان فراهم می آورند . مدیران مذبور عمده علت موفقیتشان را علم وعلاقه به زمینه ی مورد فعالیت و تحت نظر گرفتن نکات ریزی می دانند که اگر چه ساده و عملی هستند ولی اغلب از دید افراد پنهان مانده و یا به مورد اجراگذاشته نمی شوند . در ذیل به تعدادی از آنها که می توانند در زمینه ی تغذیه کاربردی گاوهای شیری مفید و سودمند باشند كه اشاره می شود :

نکات عمومی در تغذیه گاوهای شیری :

 

1- گاوها را بر اساس مرحله ی شیرواری یا میزان تولید كه دسته بندی نموده و و بر اساس نیازهایشان تغذیه نمایند .

2-  در طول سال از برنامه ی تغذیه ای که اقتصادی و متعادل شده باشد و بتواند نیازهای حیوان را برآورده نماید استفاده کنید .

3-  جهت مصرف حداکثر میزان خوراک اختصاصی كه خوش خوراکی جیره مد نظر بوده و برای این منظور از اقلام خوراکی متنوع و با کیفیت خوب استفاده نمایید .

4- دستگاه گوارش گاوها از قسمت های بسیار فعال بدن هستند برای کار بهتر این دستگاه از دادن مواد معین غافل نباشید .

5-  دفعات خوراکی دادن به گاوها را تنظیم نموده و مطابق برنامه عمل نمایید .

6- گاوها علاقه خاصی به استفاده از علوفه های تازه و آب دار دارند كه در صورت در دسترس و ارزان بودن در تغذیه ی آن را به کار ببرید .

7- ترکیبات مواد مغذی اقلام خوراکی متنوع و متغییر است . با آنالیز آزمایشگاهی آنها از اجزای مواد مغذی جیره ی فرموله شده اطمینان حاصل نمایید .

8- آب تمیز كه سالم و گوارا به صورتی دائمی در اختیار گاوها قرار دهید

 

9- شرایط محیطی مناسبی به خصوص در فصول تابستان و زمستان برای گاوها فراهم نمایید .

10- هر گونه تغییری در جیره ی غذایی را به تدریج به انجام برسانید .

11- از جیره های مخلوط استفاده کنید (کنسانتره –علوفه )

12- ضمن خشبی بودن علوفه ی مصرفی كه قلعه های خرد شده علوفه ریز باشد .

13- تدابیر لازم جهت به حد اقل رسانیدن تلفات خوراک را به عمل آورید .

14- جهت اطمینان از میزان کافی خوراک مصرفی در جیره  حد اطمینان را مد نظر بگیرید .

15- ضمن اختصاص دادن گارگران دلسوز و وظیفه شناس جهت رسیدگی به تغذیه گاوها  کارگران این بخش را به دفعات عوض نکنید .

16- تغذیه از موارد بودار را در 5/0 تا 2 ساعت قبل از شیر دوشی یا بعد از شیر دوشی به انجام رسانید

17- علوفه را به مدت طولانی ذخیره ننموده و در موقع مصرف از عدم وجود کپک و قارچ زدگی و اجسام خارجی مطمئن شوید .

18- برای مقابله با عوارض مصرف جسم خارجی احتمالی مگنت یا آهن ربا به حیوان بخورانید .

19- برنامه ی مبارزه با انگل ها به خصوص انگلهای دستگاه گوارش را با جدیت پی گیری کنید .

20- در موقع استفاده از جیره های حاوی ذرات ریز یا آردی به منظور بازده بهتر خوراک مصرفی و جلوگیری از ضایعات تنفسی از مواد خیس کننده و چسباننده نظیر چربی یا ملاس استفاده کنید .

تغذیه ی دوره ای گاوهای شیری :

تغذیه ی دوره ای یا مرحله ای عبارتست از طراحی برنامه های تغذیه ای گاوها براساس میزان تولید – مصرف غذا – تغییر وزن بدن و زایمان .

ترتیب تولید در گاوهای شیری به صورت زیر می باشد :

1- دوره ی اوج شیر دهی

2- دوره ی افزایش اندوخته های بدن (افزایش وزن ) . 5و4- دوره ی خشک (2 ماه پایانی آبستنی )

بر اساس پنج مرحله تولید حیوان به شرح زیر می باشد :

1-      از هنگام زایمان تا 80 روز بعد از آن

2-      80 تا 200 روز بعد از زایمان

3-      200 تا 305 روز بعد از زایمان

4-      45 تا 60 روز قبل از زایمان

5-      گروه گاوهای که دوره خشکی آنها رو به اتمام است با توجه به این مراحل برنامه های تغذیه ای اختصاصی جهت تولید بیشتر و نگهداری سالم گاوهای شیری اعمال می گردد :

1-      برنامه های تغذیه ای در مرحله اول تولید :

پس از زایش تولید شیر به سرعت افزایش می یابد و در 6 تا 8 هفته به بیشترین مقدار می رسد اما مصرف غذا نسبت به نیازهای تولیدافزایش نمی یابد به گونه ای که بیشترین مقدار مصرف ماده ی خشک 12 تا 15 هفته پس از زایش خواهد بود از این رو بیشترین ماده گاوهای شیرده برای 8 تا 10 هفته در حالت تعادل منفی انرژی خواهند بود . گاوهای پر شیر احتمالاً تا هفته ی بیستم و یا بیشتر در تعادل منفی انرژی خواهند بود .

گاو شیر ده کمبود انرژی دریافتی برای تولید شیر را از اندوخته های بدن تامین کرده و در این دوره از وزن آن کاسته می شود  دوران بحرانی تغذیه ی گاوهای شیر ده از زمان زایش تا اوج شیر دهی است . هر کیلوگرم افزایش شیر در این دوره  200 کیلوگرم شیر بیشتر در کل دوره ی شیر دهی را در پی خواهد داشت .

در این دوره رعایت نکات ذیل ضروری است :

-          از تغییرات ناگهانی و سریع جیره که موجب ناراحتی های گوارشی می شود خود داری نموده و تغییرات تدریجی را دست کم دو هفته پیش از زایش آغاز نمایید .

-          از افزایش کنسانتره تا موقع برطرف شدن تنش های مربوطه به زایش خودداری نموده و سطح آن را در حدی نگهدارید که گاو شیر ده با دریافت حداقل مقدار ADF (18 تا 19 درصد ) ضمن بر خورداری از سلامتی دستگاه گوارش شیر با کیفیتی نیز تولید کند . میزان مصرف کنسانتره نباید بیش از 5/2 درصد وزن بدن باشد . تعداد دفعات تغذیه ای کنسانتره باید افزایش یافته و هر بار با مقدار اندکی کنسانتره تغذیه شود .

-          دقت کافی در مورد تامین مواد مورد نیاز گاو شیر ده و نسبت صحیح آن با انرژی که میزان قابل توجهی از آن از اندوخته های چربی بدن تامین می شود اعمال نمایید در این مرحله از مواد ازته ی غیر پروتیینی با تجزیه ی کم در شکمبه استفاده کنید .

-          با استفاده از علوفه های مرغوب و باکیفیت خوب و عوامل اشتها آورمصرف ماده ی خشک را افزایش دهید .

-          سعی کنید علوفه های مورد تغذیه به قطعات ریز خرد نشوند و در صورت الزام از چنین علوفه هایی برای حفظ تعادل PH   شکمبه و کاهش اسیدوز و دیگر ناراحتی های گوارشی بافرهای شیمیایی نظیر بی کربنات سدیم استفاده کنید .

-          عوامل استرس زا نظیر واکسیناسیون سم چینی حمام ضد کنه و..... را به بعد از سپری شدن اوج شیر دهی موکول کنید .

-          استفاده از مکمل نیاسین که ممکن است از دوره ی خشک آغاز شده باید برای گاوهای پر شیر ادامه یابد در این حالت مصرف غذا احتمالاً بیشتر و احتمال بروز کنیوز کمتر خواهد بود .

-          با تغذیه ازمکمل های پر انرژی نظیر چربی و ملاس مصرف انرژی را بالا ببرید .

2-      مدیریت تغذیه ای در مرحله دوم شیر دهی :

در این دوره گاو مرحله حساس پیک (peak) با حداکثر تولید را سپری کرده و واکنش های حیوان به حالت عادی برگشته و می تواند در صورت برخورداری از جیره ی متوازن توانایی های تولیدی خویش را بروز دهد . در این مرحله مدیریت گاوداری گاوهای مورد نظر را از لحاظ وضعیت بدنی بررسی نموده و در صورت برخورد با موارد غیر عادی نظیر رشد بی رویه گاوها و یا لاغری بیش از حد آنها درصدد اصلاح جیره بر آیید .

3-      مدیریت تغذیه ای در مرحله آخر شیر دهی :

مدیریت تغذیه ای گاوهای شیرده در این مرحله آسان تر از مراحل دیگر است زیرا در این مرحله  مصرف مواد غذایی بیشتر از نیازهای تولید شیر بوده تولید شیر رو به کاهش است .

نکاتی که مد نظر مدیریت گاوداری باید باشد عبارتند از:

-          کاهش وزن ایجاد شده در آغاز دوره ی شیر دهی باید به گونه ای جبران شود که گاودر آغاز دوره ی خشک  از وزن مناسبی برخوردار باشد .

-          حداکثر کوشش در رابطه با تداوم شیر دهی در حد امکان به عمل آید .

-          تلیسه های جوان نیازهای ویژه ای برای رشد دارند . بنابر این برای ایجاد رشد در تلیسه 2 ساله 20 درصد و برای تلیسه های 3 ساله 10 درصد از مواد غذایی بیشتر از تعداد مورد نیاز برای نگهداری منظور شود .

-          با توجه به تقاضای کم مواد مغذی  می توان نسبت علوفه به کنسانتره را افزایش داده و با استفاده  از ترکیبات ازت دار غیر پروتئینی هزینه های غذایی را کاهش داد .

-          جهت خشک کردن گاوها در پایان این مرحله میتوان غذا و آب مصرفی را محدود نمود .

4-      مدیریت تغذیه ای گاوهای خشک :

به منظور آماده سازی گاو برای شیر دهی بعدی باید یک دوره ی خشک در نظر گرفته شود . با در نظر گرفتن یک دوره ی خشک 60 روزه تولید شیردهی بعد برای بیشتر ماده گاوها بهینه خواهد بود . .اگر دوره ی خشک کمتر از 40 روز باشد بافت پستان زمان کافی برای بازسازی نداشته و در نتیجه تولید شیر در شیر دهی ایده آل نخواهد بود . اگر دوره ی خشک  بیش از 70 روز باشد گاوبیش از اندازه چاق می شود درحالی که تولید شیر در شیر دهی بعد بیشتر نبوده و دشواری چاقی نیز در پی خواهد آمد . گفته می شود که بازدهی مصرف انرژی برای بافت سازی به هنگام شیر دهی بیشتر از دوره ی خشک است از این رو باید کوشش کرد که کاهش وزن گاو در هفته های پایانی شیر دهی جبران گردد . بدین ترتیب افزایش وزن ماده گاو در دوره خشک بیشتر مربوط به رشد جنین خواهد بود .

مواردی که در این مرحله در زمینه تغذیه ی گاوها در نظر می باشند عبارتند از :

-          مصرف کلسیم باید به کمتر از 100 گرم در روز محدود شود و هم زمان فسفر کافی در اختیار گاو ها قرار گیرد ( 35 تا 40 گرم فسفر در روز برای نژادهای بزرگ) کلسیم بیشتر به ویژه اگر جیره از نظر فسفر کمبود داشته باشد احتمال بروز تب شیر را افزایش خواهد داد .

-          اگر علوفه کمبود سلنیوم دارد باید روزانه 3 تا 5 میلی گرم سلنیوم به علوفه اضافه کرد . اگر مصرف ویتامین E در خوراک زیاد نباشد موجب جفت ماندگی می شود .

-          از تغذیه ی زیاد مواد معدنی باید خودداری کرد (به ویژه مخلوط بافر های نمک های سدیم ) و مصرف نمک طعام را باید به حداکثر 28 گرم در روز محدود نمود .

مصرف زیاد نمک موجب نگهداری آب در بدن و ایجاد خیز یا ادم در برخی گاوها به ویژه تلیسه های شکم اول می شود .

تغذیه کره اسبها

تغذیه کره اسبها


کره اسیها تا 4 ماهگی آنزیمهای گوارشی با فعالیت سکومی برای دست یافتن به مواد مغذی موجود در دانه حبوبات و علوفه ها را ندارند.

کره اسبها می توانند از دانه حبوبات یونجه و چراگاه تغذیه کنند، اما ازاین منابع، موا غذایی کمی دریافت می کنند. آنزیم های لاکتاز و مالتاز در کره اسبها تا سه ماهگی غالبترند. این آنزیمها شکر شیر را هضم می کنند. با بالا رفتن سن اسبها آنزیمهای دیگری که برای شکستن کربوهیدراتها لازمند فعال می شوند. سیکوم قسمتی از روده بزرگ است که کربوهیدراتهای حل نشدنی را هضم می کند. در سیکوم بالغ میکروبهایی وجود دارد که به هضم سلولز و فیبر کمک می کنند. به طور عمده سیکوم به عنوان یک خمره تخمیر است اما در ابتدای دوره زندگی به طور کامل توسعه پیدا نکرده است. بیشترین راه متداول برای کسب آنزیمهای مورد نیاز خوردن مدفوع اسب بالغ می باشد که Coprohagia نامیده می شود که از لغت یونانی Kopros به معنای مدفوع و Phagia به معنای خوردن گرفته شده است. به خاطر سیستم گوارشی مخصوص اسب دریافت مواد غذایی مناسب اهمیت بسیاری دارد. کلستروم و شیر مادر بهترین منبع این مواد غذایی می باشد.

آغوز اولین شیر تولیدی مادیان می باشد. آنتی بادی بالایی دارد که اسبها را در برابر بیماریها محافظت می کنند. کره اسبها به صورت متوسط باید در 6 ساعت اول زندگی در هر ساعت 1 فنجان شیر را دریافت کنند. دریافت کردن آغوز در 12 ساعت اولیه زندگی بسیار مهم می باشد.روده کوچک کره اسبها باز است و اجازه جذب مولکولهای آنتی بادی را به آنها می دهد.پس از 24 ساعت روده کوچک تغییر یافته و آنتی بادیها نمی توانند مورد استفاده قرار گیرند. برای اطمینان از دریافت سطح مناسب آنتی بادی یک تست خونی سرم آنتی بادی باید در اولین روز تولد انجام گیرد. این آزمایش بسیار مهم می باشد خصوصاً زمانی که مادیان قبل از کره زایی ترشح کلستروم را داشته باشد و در این حالت کلستوم مفید تا قبل از زمان کره زایی از بین رفته است. برخی از مادیهانها هم ممکن است که کیفیت آغوزشان خوب نباشد . آغوز ظرف 12 تا 24 ساعت پس از تولد به شیر تغییر می یابد.

شیر مادیان از نظر کالری، پروتئین، کلسیم و فسفر و دیگر ویتامینها غنی می باشد. در حالی که منبع خوبی برای دریافت مواد معدنی همانند مس، منگنز و روی نیست و کره اسبها باید اینها را پیش از تولد در کبدشان ذخیره داشته باشند و این علت تأکید تغذیه مناسب مادیان در زمان بارداری می باشد. مادیانهای خود را نادیده نگیرید . کره اسبها با بالا رفتن سنشان در زمینه تغذیه رفتار مادرانشان را تقلید کرده و علاقه به خوردن غذاهای جامد نشان می دهند که این در هر کره اسبی متفاوت می باشد.برخی از 3 هفتگی این تمایل را نشان می دهند. در این زمان می توان برای کره اسب Creep Feeder (غذای مخصوص کره اسبها به همراه فضای محصور برای دسترسی آنها) تهیه کرد. مواد غذایی Buckeye یکی از بهترین Creep Feeder ها را در بازار تولید می کند که استارتر کره اسب نام دارد و غذای پلت با پایه شیر می باشد که در واقع به نوعی مکمل شیر مادیان است.Creep Feeder باید برای کره اسبها نصب گردد. در واقع هدف دسترسی آزاد کره اسبها و تغذیه آنها می باشد. اغلب Feeder های تجاری ستونهای قابل تنظیم دارند بنابراین متناسب با پوزه کره اسبها بوده و مادیان توانایی دستیابی به آنرا نخواهد داشت.

* یک نکته:

برای پرورش و نگهداری کره اسب باید یک سری شرایط را مهیا کرد. برای مثال زمانی که یک پرورش دهنده پونی امریکایی متوجه گردید که کره اسبش نمی تواند به عمق و ته Creep Feeder برسد و اگر ستونها را عریضتر کند اسبها هم می توانند به غذا دسترسی پیدا کنند ، کاری که جهت رفع این مشکل انجام داد این بود که چوبی ا در قسمت کف گذاشته و روی آن کاسه غذا را قرار داد و این کار باعث افزایش ارتفاع غذا شد که دسترسی کامل را برای کره اسب را امکانپذیر می کرد. در 3 تا 4 ماهگی به بعد هم به تدریج به غذای اسبهای جوان در حال رشد مبدل می شود.

 

دکتر مریم معتمد، عضو گروه علمی فارمیران

مقایسه ی تصویری نشست چابکسواران ایرانی و خارجی

 

 

horseracing

asbdavani

 

oliver peslier

  • نکاتی در مورد عکس:
  • (لازم به ذکر است اولیور پسلیر از بهترین چابکسواران میادین اسبدوانی خارج از کشور است.و در این عکس نمونه ی بارز یک استیل عالی کورسی را به نمایش گذاشته است. )
  1. به نحوه ی قرار گرفتن زانو دقت کنید.(زانوها به بهترین نحو ممکن و کاملا محکم روی کتف اسب قفل شده)
  2. به کمر اولیور پسلیر دقت کنید .هرگز جلوی بادرا نگرفته و از سرعت اسب نمیکاهد.
  3. سر چابکسوار بین 2 گوش اسب قرار دارد.
  4. چابکسوار به دینامیک ترین حالت بدن خود را مقابل باد قرار داده.


naser ghezel

  • نکاتی درمورد این عکس
  • (لازم به ذکر است ناصر قزل از امتیاز آورترین سوارکاران ایرانی است و عکسی که مشاهده میکنید عکسی از کورس اسبی به نام تایگر است.تایگر در این هفته باوجود اشتباه فاحش چابکسوار دوم میشود.)
  1. به نحوه ی قرار گرفتن زانو دقت کنید.(ناصر قزل به بدترین حالت ممکن در مهم ترین قسمت کورس(خط پایان) هر 2 پایش از رکاب در آمده و مانند کسانی که سوار الاغ میشوند پاهایش را به دور شکم اسب انداخته.تنها دلیل در آمدن پاهای او از رکاب محکم نکردن پا روی کتفهای اسب است.)
  2. به کمر ناصر قزل دقت کنید.تماما جلوی باد را گرفته و از سرعت اسب میکاهد.
  3. سر چابکسوار بالای گوشهای اسب قرار گرفته .
  4. خواهشا نشست ناصر قزل را با بقیه ی چابکسواران مقایسه کنید.به بدترین حالت از حرکت اسب جلوگیری میکند.


khalegh cheperli

  • نکته ای در مورد این عکس:
  • به نحوه ی نشست خالق چپرلی سوار بر پرشین شاپ (شماره ی 5 از خارج) دقت کنید.متاسفانه او نیز مانند ناصر قزل در کورس مهمتری (دربی 2 ساله ها)پایش از رکاب درآمده و یک فرصت جدی کسب مقام را از پرشین گرفته.تمام نکات ناصر قزل در مورد خالق چپرلی در این عکس نیز صادق است.


horseracing

  • نکته ای  در مورد این عکس:
  • به نحوه ی نشست شماره های 3و1 و2 و6 و8 دقت کنید.چابکسواران محمود قلر عطا +عنایت قلرعطا+ خالق چپرلی+عید محمد غراوی+خدر زارعی که همگی از بهترین سوارکاران میدانند روی زین نشسته اند و این اتفاقی است که خیلی کم و به ندرت در خارج از کشور اتفاق می افتد اما در ایران....


feyzollah rejal

  • نکاتی در مورد این عکس:
  • به فیض رجال (شماره ی 1 اسب فلور) دقت کنید که به بهترین حالت روی زین تکیه رکاب کرده است.
  1. زانوها کاملا محکم.
  2. کمر و نوع قرارگرفتن اجزای بدن کاملا دینامیک.
  3. بدست گرفتن کورس با نگاه به عقب و چک کردن مداوم  رقیبان.


حال عکسهایی از کورس ایران:

amin mohammadi

  • نحوه ی نشست امین محمدی را با عید محمد غراوی مقایسه کنید.عید محمد کاملا هماهنگ با حرکت اسب و دینامیک نشسته اماامین محمدی هماهنگ با حرکت اسب نیست.


khalegh

  • نشست برتر ستار نسبت خالق قهرمانی را از آن فتوس کرد.


compare

http://asbdavani.com/page.asp?PID=03010000&FID=1125&GID=26 (جهت مشاهده ی عکس واضحتر به این لینک مراجعه کنید) 

  • بهترین عکس برای مقایسه ی نوع نشست و رنک بندی چابکسواران:
  1. ستار مهرانی(سوار بر ریو کالکشن)  با فوق العاده ترین استیل.(همه چیز تکمیل است)
  2. فیض الله رجال (سوار بر پرشین دنسر) با استیل خوب .اما نحوه ی قرار گرفتن کمر مشکل دارد.
  3. خالق چپرلی(سوار بر مهر آذین)با استیل مناسب.اما بدن اصلا دینامیک قرار نگرفته.
  4. ناصر قزل(سوار بر رحیم خان)با استیل ضعیف.بدن دینامیک نبوده و چابکسوار برای رفع خستگی نشسته.
  5. خدر زارعی(سوار بر سیگان)با استیل بد .روی زین نشسته. سینه را سپر کرده. و کمکهای زیادی به کاهش سرعت اسب میکند.


enayat

  • و بالاخره یکی از فاجعه آمیز ترین عکسهای اسبدوانی ایران:
  1. چابکسوار تا قبل از عبور از خط باید تمام فشار خود را بگذارد حتی با وجود فاصله ی زیاد.(مانند دتوری سوار بر دبی میلنیوم .با وجود اینکه این اسب با فاصله ی زیادی نسبت به سایرین میرفت اما هرگز فشار چابکسوار تا قبل از خط ذره ای کم نشد)
  2. اسب اصلا فاصله ی زیادی با حریف ندارد و هنوز مشغول رقابت با خانم خانم ها است.
  3. چابکسوار با بدترین استیل جلوی حرکت اسبش را میگیرد.
  4. عنایت قلر عطا مشغول کشیدن دهنه ی اسب است در صورتیکه وظیفه ی چابکسوار نگه داشتن اسب بعد از خط است نه روی خط

امنیت زیستی گاوداری ها

بسمه تعالي

امنيت زيستي در گاوداريها

 

مقدمه

سالانه ميلياردها ريال بهاي درمان وتلفات دامها براثر بيماريها پرداخته ميشود وآنچه بايستي سودعايد توليدكنندگان بشود  براثرعدم توجه به بهداشت وپيشگيري ازدست ميدهند.

بسیاری از تولیدکنندگان توانائی دور نگهداشتن عوامل بیماریزا را از گله دارند. در صورتیکه ممکن است گله عاری از بیماریها و پاک باشد، راههای بسیاری برای جلوگیری از ورود عوامل بیماریزا به محیط زندگی دامها وجود دارد.

نبود بیماری در یک گله دلیل سلامتی آنها نیست چه بسا آتشی در زیر خاکستر نهفته باشد و هر لحظه ممکن است مخاطراتی بهداشت دامداری را تهدید کند.

درمان و کنترل بیماری با تجویز دارو و تزریقات بطور مداوم هزینه زیادی را می طلبد و اقتصادی نیست، همچنین خساراتی را نیز بدنبال دارد از جمله کاهش شیر و گوشت در اثر مصرف دارو و استرس ناشی از مواد شیمیائی بعلاوه تا مدتی دارو و مواد شیمیائی در شیر و گوشت باقی می ماند که بایستی از مصرف شیر و گوشت در این مدت پرهیز کرد.

پیشگیری با روش جدید که دنیای امروز آنرا بنام امنیت زیستی می شناسد، مقرون بصرفه تر از تحمل مخارج درمان و تجویز دارو می باشد. این روش امروزی شامل بهسازی محیط، رعایت بهداشت و مدیریت صحیح در تغذیه و نگهداری دام است. استفاده از روش امنیت زیستی نزدیکترین و با صرفه ترین راه مبارزه با بیماریهاست و قدرت تولید را افزایش میدهد. بکارگیری تدابیرو راهکارهای صحیح بهداشتی پوشش مناسبی در جهت امنیت تولید است. این تدابیر و راهکارها را امنیت زیستی می نامند.

 امنیت زیستی چيست ؟

امنیت زیستی ا ز دو کلمه امنیت یعنی در امان بودن و زیست یعنی زندگی کردن تشکیل شده است و اصطلاحاً میتوان آنرا به خوب زندگی کردن تعریف کرد.

امنیت زیستی عبارت است از تمامی قدمهائی که باید در جهت حفاظت از موجودات زنده در برابر مخاطرات (بیماریها و حوادث) برداشته شود. و بعبارتی شیوه ای از پیشگیری است که نقش موثری در تامین سلامت آنها دارد. این روش پیشگیری مسلماً مقرون بصرفه تر، موثرتر و بهتر از درمان است.

راههای رسیدن به امنیت زیستی

راههای رسیدن به امنیت زیستی شامل اقداماتی است که رعایت آنها منجر به پیشگیری از مخاطرات ناشی از حوادث و نفوذ عوامل بیماریزا می شود وعبارتند از:

  • طراحی محیط امن و مناسب
  • تهیه دام و علوفه از محل غیر آلوده
  • کنترل جریانات ورود و خروج
  •   رفع آلودگی ها، شستشو، ضدعفونی و سمپاشی
  • جداسازی و نگهداری دامها بر حسب سن و شرایط تولید
  • بهداشت کنترل و پیشگیری

 

طراحی محیط امن و مناسب:

بمنظور جلوگیری از دسترسی افراد و نفوذ عوامل بیماریزا و رفت و آمدهای وسائل نقلیه محل احداث تاسیسات بایستی حداقل در فاصله 3 کیلومتری از حوزه شهر و شهرنشینی احداث شود. همچنین خارج از محدوده بخشها و دهستان و روستاها باشد.

محل احداث دامداری بایستی با فاصله مناسب از دامداریهای مشابه (500مترتا 250متر) و حداقل در فاصله یک کیلومتری کشتارگاهها باشد.

محل احداث دامداری از کارخانجات فرآوری گوشت، پوست و فرآوری مواد خام دامی و مراکز جمع آوری شیر بایستی حداقل 500 متر فاصله داشته باشد.

محل احداث دامداری از جاده های اصلی و پر رفت و آمد بایستی حداقل 150 متر فاصله داشته باشد.

دامداری نبایستی در مسیر رودخانه و مناطق سیل خیز و در مسیر باد های فصلی ساخته شود.

محل احداث دامداری نبایستی در مسیر تردد دام روستایی و عشایری که به چراگاهها ميبرند باشد بخصوص وسایل نقلیه حمل دام و طیور نبایستی از کنار این تاسیسات عبور داده شوند.

از آنجائیکه حیوانات وحشی در محیط خود زندگی آزادی دارند و اغلب ممکن است حامل و ناقل عوامل بیماریزا باشند بمنظور جلوگيري از نفوذ حیوانات و کنترل آنها ضرورت دارد در اطراف تاسیسات دامداری حصارکشی مناسب و بلند احداث شود.

clip_image003.jpg]

دیواره ها نبایستی دارای شکاف و روزنه برای نفوذ و یا لانه گذاری موجودات مضر مانند روباه، شغال، موش صحرائی و حشرات باشد، ضمناً قابل شستشو و ضدعفونی باشد يك مثل قديمي گفته شده كه بهترين همسايه شما ديوار بلند شماست كه شمارا درمقابل بلايا نگهداري ميكند بنابراين ديوار بلند شمارا در مقابل همسايه بد محافطت ميكند.

خانه کارگری و دفتر کار مدیر و اتاق تعویض لباس و حمام از تاسیسات اصطبل ها و محل شیر دوشی بايستي فاصله داشته باشد.

برای جلوگیری از ورود بیماری از طریق دامهای تهیه شده و خریداری شده از مناطق دیگر بایستی اصطبل قرنطینه جدا از سایر اصطبل ها باشد اين فاصله حد اقل صد يارد ميباشد.

برای پیشگیری از مخاطرات دامهای جوان و مسن و سنگین و بر حسب نوع تولید وسن تاسیسات نگهداري هر يك بايستي بشرح زیر باشد

-           سالن نگهداری گوساله های نوزاد و شیرخوار تا 4 ماهگی

-           اصطبل نگهداری گوساله های 4 تا 6 ماهه

-           اصطبل نگهداری تلیسه و دامهای جوان و دامهای آبستن-اصطبل دامهای خشک

-           اصطبل نگهداری دامهای شیرده

-           سالن زانشگاه

-           سالن بیمارستان جهت نگهداری دامهای بیمار

بنابراین بایستی محل نگهداری دامها بر حسب سن و شرایط تولید و شرایط بیماری بصورت بالا تفکیک شده باشد. بمنظور جلوگیری از ورود عوامل بیماریزا توسط کامیون ها و وسایل نقلیه و وارد شوندگان به دامداری حوضچه ای در درب ورودی هم عرض با درب ورودی و بطول 4 متر و عمق 25 سانتی متر احداث می شود. این حوضچه همیشه بایستی دارای آب همراه با مواد ضدعفونی باشد.

clip_image004.jpg]

 

تهیه دام و علوفه از محل غیرآلوده:

در تهیه و خرید دام بایستی دقت شود چرا که اگر دام از مناطق آلوده به بیماریهای واگیر خریداری شود دامدار بدست خود بیماری را وارد دامداری و منطقه کرده است. دراين مورد بایستی با هماهنگی دامپزشکی محل و با مجوز بهداشتی دام را از محلی که بیماری وجود ندارد تهیه نمائید. بعلاوه دام خریداری شده را بایستی بمدت 21 روز در سالن قرنطینه نگهداری و توسط دامپزشک معاینات و معالجات لازم و واکسن های مورد نیاز را تزریق کند در صورتیکه در این مدت بیماری نشان نداد دام را با سایر دامهای  هم سن مخلوط کنند.

 

clip_image005.jpg]

علوفه و غذای دام بایستی از محلی مناسب و شناخته شده و غیرآلوده به بیماری، تهیه شود. از خرید علوفه کپک زده و سمپاشی شده خودداری شود.

آب آشامیدنی و مورد مصرف دامداری بایستی از نظر میزان سختی و یا سنگینی آزمایش شود تا مناسب آشامیدن باشد. ضمناً از نظر آلودگی مرتباً آزمایش و میزان وجود آلودگی آن بایستی بررسی و قابل شرب باشد.

 

کنترل جریانات ورود و خروج:

افرادیکه در به خطر افتادن امنیت زیستی یک دامداری مسئولند عبارتند از:

•           مدیر دامداری یا صاحب دامداری

•           کارگران دامداری

•           دامپزشک و کارکنان دامپزشکی و دامپروری

•           شیر جمع کن ها

•           دلالان خرید و فروش دام

•           افراد متفرقه و دوستان و آشنایان و خانواده های صاحب دامداری و کارگران

بیش از 90 درصد انتقال بیماری از طریق عبور و مرور افراد و وسایل نقلیه به دامداری می باشد. عدم توجه کافی و لازم بر ورود افراد مختلف بدون در نظر گرفتن شرایط بهداشتی آنها سبب وقوع بیماری و یا بعبارتی نفوذ عوامل بیماریزا به دامدار می شود.

در برنامه امنیت زیستی توجه خاصی به کنترل ورود به دامداری بخصوص وسایل نقلیه و کامیون ها می شود.

کامیون های حمل علوفه و وسایل نقلیه بدلیل انتقال گرد و خاک و کود از دامداریها به دامداریهای دیگر خطری جدی از نظر آلودگی به حساب می آیند. این کامیون ها بایستی از حوضچه ضدعفونی عبور داد و شاسی و بدنه آنرا ضدعفونی کرد. در صورت عدم ضرورت از ورود وسائل نقليه  به دامداری جلوگیری شود و یا بار و علوفه را در محلی مناسب تخلیه و توسط کارگران و وسایل نقلیه مطمئن به انبار حمل شود. ضمناً بایستی از پیاده شدن راننده در محیط دامداری جلوگیری کرد.

 clip_image006.jpg]

صاحب دامداری بایستی ابتدا خود قبل از ورود به محوطه دامداری و در اتاق تعویض لباس حمام کند و چکمه و لباس کار مخصوص بپوشد سپس وارد محوطه شود. این امركارگران وساير افرادرا موظف به رعايت تعويض لباس  میکنداستخدام كارگر خوب ومطمئن مهم وباارزش است چرا كه اين افراد حافظ سرمايه شما خواهند بود وازبروز حوادث جلوگيري ميكنند.

صاحب دامداری با مدیر دامداری بایستی چکمه و لباس کار به اندازه کافی در اتاق تعویض لباس داشته باشد و پس از استفاده آنها را شسته و ضدعفونی و آماده به کار کند.

کارگران دامداری بایستی هنگام ورود به محوطه پس از حمام کردن چکمه و لباس کار بپوشند، بخصوص زمانیکه از منزل و یا خارج دامداری به سرکار می آیند.

دامپزشکان و کارکنان دامپزشکی و دامپروران به لحاظ رفت و آمد به همه دامداریها و آلوده بودن مسئولیت مهمی در رعایت بهداشت هنگام ورود به دامداری دارند، اگر مطئن هستند در مناطق آلوده بوده اند از رفتن به دامداریهای ديگرجداً خودداری نمایند.

صاحب دامداری برای آنها بایستی چکمه و لباس کار و ابزار معاینه و واکسیناسیون استریل و ضدعفونی شده آماده بکار مخصوص داشته باشد.

وسایل و ابزار تلقیح کارکنان دامپروری بایستی استریل و ضدعفونی شده و فاقد هر گونه آلودگی باشد و از چکمه و لباس کار موجود دردامداري و عاری از آلودگی استفاده نمایند.

از ورود شیر جمع کن ها به دامداری بایستی جلوگیری شود و شیر را درب دامداری به آنها تحویل نمائيد.

صاحب دامداری نبایستی به مناطق آلوده رفت و آمد نماید و از ورود افرادیکه در اینگونه مناطق جهت خرید و تهیه دام می آیند جلوگیری نماید.

از مواردی مهمي که بایستی صاحب دامداری توجه داشته باشد آموزش کارگران و خانواده های آنها توسط اداره ترویج است و آنها را به مسائل  بهداشتي آشنا نماید. خود صاحب دامداری بایستی بطور مرتب در کلاسهای آموزشی که توسط مسئولین منطقه تشکیل می شود شرکت نماید.

 

رفع آلودگی ها، شستشو، ضدعفونی و سمپاشی:

کود فضولات و ضایعات محیط مناسبی برای رشد عوامل بیماریزا و ماندگار شدن آلودگی می باشد. جمع آوری مرتب و منظم و حمل کود و فضولات و تلفات به خارج دامداری و حمل آن به محل مناسب سبب جلوگیری از انتقال آلودگی به محیط زندگی دامها می شود.

 clip_image007.jpg]

یکی از عوامل مخاطره آور حشرات از جمله کک ها، کنه ها، پشه ها و مگس ها هستند. کود و فضولات محل مناسبی جهت تغذیه و لانه گذاری آنهاست. همچنین شکاف ها و روزنه های دیواره های اصطبل و کناره ها دامداری محل امنی برای زندگی حشرات است.

 clip_image008.jpg]

پس از جمع آوری کود و فضولات بایستی کف و دیواره ها را شستشو و ضدعفونی کرد و در فصل بهار و پائیز هر 15 روز و درساير فصول هر یکماه یکبار سمپاشی کرد. حصارها و اطراف محوطه و دیواره های داخلی و بیرونی اصطبل ها و ساختمان های کارگری و دفتر کار شستشو و ضدعفونی و سمپاشی شوند.

آخورها و دیواره های غذاخوری پس از تخلیه و شستشو فقط ضدعفونی شوند و به لحاظ احتمال مسمومیت از سمپاشی خودداری شود. آبخوریها و دیواره های آبخوری شستشو و فقط ضدعفونی شوند و به لحاظ احتمال مسمومیت از سمپاشی خودداری نمایند.

clip_image009.jpg] 

 

جداسازی و نگهداری دامها بر حسب سن و شرایط تولید :

همانطوریکه در طراحی ساختمان مشخص شد هر گروه از دامها بر حسب سن و شرایط خاص بایستی بطور جداگانه نگهداری شوند:

 محل نگهداري گوساله

گاو و تلیسه آبستن را 24 ساعت قبل از زایمان بایستی به زایشگاه منتقل نمود در اینجا بایستی بستری خشک و نرم وجود داشته باشد و آرامش خاصی برای راحتی زایمان برقرار باشد. پس از زایش بایستی پرستاری گوساله را انجام داد. پوزه را تمیز و خشک کرد و بند ناف را ضدعفونی کرد، در صورت نیاز به تنفس مصنوعی گوساله را آویزان و از طرفین سینه گوساله را تنفس مصنوعی داد تا در صورت وجود مایعات در نای و ریه تخلیه شود.

 clip_image010.jpg]

محل نگهداری گوساله بایستی گرم، آرام و هر کدام در قفسه انفرادی نگهداری و بصورت دستی شیر داده شوند. مهمتر از همه آنست که بایستی در روزهای اول از آغوز مادر استفاده نماید.

محل نگهداری گوساله تا 4 ماهگی از سایر دامها و مادر بایستی جدا باشد و غذاي نرم دراختيارآنها باشد. در این مدت بایستی شاخ سوزی و در صورت نیاز اخته گوساله ها ي نر نیز انجام شود.

 clip_image011.jpg]

بروز اسهال های غذائی و میکروبی درگوساله رايج است. بایستی در این مورد مراقبت های لازم انجام شود، واکسن های پیشگیری از سن 4 ماهگی بر حسب برنامه دامپزشکی انجام شود. واکسن های یادآور نیز طبق برنامه دامپزشکی مجدداً تکرار شود. مدیریت بهداشتی گوساله ها سبب پیشرفت در سودآوری آینده آنها در تولید گاو جایگزین با هدف علمی می شود.

 

محل نگهداری تلیسه آبستن:

تلیسه ها تا زمان بلوغ وجفتگیری بایستی در محلی جداگانه نگهداری شوند و با جیره غذائی مناسب تغذیه شوند. واکسن های رایج در این سن بایستی انجام شود یکی از آزمایش های ضروری آزمایش بروسلوز (تب مالت) و سل گاوی است که بایستی انجام شود.

 clip_image012.jpg]

 

محل نگهداری گاوهای آبستن و خشک:

جیره گاوهای آبستن و خشک با گاوهای شیرده متفاوت است. بنابراین بایستی گاوهاي خشك يا غير شيري را در اصطبل جداگانه نگهداری وبا جیره مخصوص تغذیه شوند.

محل نگهداري گاوهای شیرده

گاوهای شیرده بر حسب میزان تولیدشير تعیین و تغذیه می شوند. بنابراین اصطبل نگهداری آنها از گاوهای غیر شیرده باید جدا باشد. 

 

بهداشت كنترل و پيشگيري   :

پلاك گذاري گوش وشماره گذاري بدن دام وتعيين شناسنامه براي هريك از دامها قدم مؤثري در شناسائي وبرنامه ريزي بهداشتي دامداريست با ايحاد اين برنامه ميتوان تاريخ تولد وبرنامه ريزي فحلي وتلقيح دام را بموقع انجام داد با اين برنامه صاحب دام مديريت كافي براعماليكه براي هريك از دامها انجام ميدهد دارد

clip_image013.jpg]

تشخيص بموقع فحلي وتلقيح بموقع و كم كردن فاصله هاي زايمان بهره اقتصادي كه شامل دامدار ميشود علاوه بر توليد سالانه گوساله درافزايش شير نيز اهميت دارد .

از زمانيكه بيماري تب برفكي در اتگلستان شايع شد بلحاظ خسارت هاي اقتصادي كه به دامداران وصنعت دامداري اين كشور وارد آمد براي جلوگيري از بروز بيماري روش هاي مختلف امنيت زيستي پيشنهاد شد از جمله اين پيشنهادات جلوگيري از واردات مواد خام دامي ، كنترل بازديد كنندگان خارجي كنترل وسائل نقليه كاميونها و تجهيزات كه بدامداريها آورده ميشوند وبالاخره كنترل حيات وحش بود ازاين برنامه چنين استنباط ميشود كه درمان وپيشگيري در زمان بحران با بيماريها مقابله ميكند ولي كافي نيست امنيت زيستي است كه سبب جلوگيري از بروز بيماري ومحدود كردن بيماري وپيشگيري از انتشار بيماري ميشود .

اغلب بيماري هاي واگير ممكن است از يك دامداري به يك دامداري نزديك شوند ولي بستگي به ميزان رعايت بهداشت و امنيت زيستي دارد ، رعايت اين موارد باندازه اي مهم است كه در توليد شير وگوشت و داشتن سالانه يك گوساله بخوبي مشاهده ميشود.

از موارد مهمي كه قبل از وقوع بحران بايستي در نظر گرفته شود بيمه كردن دامها و دامداري در مقابل سوانح و حوادث وبيماريهاست چراكه باعث كاهش ضروزيان دامدار در مواقع بحراني ميشود آمادگي دامدار در برابر حوادث سبب كاهش حادثه و جلوگيري از حوادث ديگر ميشود بافكر ودانائي ميتوانيد با حادثه بوجود آمده مقابله كنيد .

يكي از مهمترين  ومطمئن ترين روش مقابله با حوادث در دامداريها مشاوره با دامپزشك و كارشناسان دامپروري است  كه شمارا در پيشگيريها و روشهاي واكسيناسيون  وتغذيه وتعيين جيره مناسب هر يك از دامها راهنمائي ميكنند

ويروس ها ، باكتريها ، انگل ها ديوار وحصار دامداري را نميشناسند از هر طريق ممكن وارد ميشوند مثل آب خاك باد هوا علوفه كفش كلاه لباس انسان ودام  اهلي يا وحشي كاميون ها ووسائل نقليه وابزار آلات مورد استفاده وساير

تجهيزات فرقي نميكند اين شماهستيد كه راههاي ورود اين عوامل وروود بيماري را سد ميكنيد .

در پايان بايستي در نظر داشت واكسيناسيون بروش بهداشتي و با نظر دامپزشكي ازمهمترين راههاي پيشگيري است ،

واكسن هاي رايج دامپزشكي ايران كه در گاوداري شيري بكاربرده ميشود عبارتند از :

1-واكسن تب برفكي هر 4 تا 6 ماه يكبار

2-واكسن بروسلوز گوساله وگاو   برحسب برنامه دامپزشكي

3-واكسن شاربن سالانه يك بار

4-واكسن تيلريوز سالانه يكبار

5-واكسن شاربن علامتي و پاستورلوز سالانه يكبار

6-واكسن لپتوسپيروز برحسب پيشنهاد دامپزشك

7-واكسن هاي ضد اسهال ميكربي گوساله ها برحسب برنامه دامپزشكي

تشخیص آبستنی

تشخيص آبستنی در گاو:

جهت تشخيص آبستنی مي توان از سه روش زير استفاده

نمود:

1 آزمايشات سرولوژيکی: در اين روش مي توان در

همان روزهای اول به آبستنی پی برد.

2 سونوگرافی: اين روش در دو هفته اول کاربرد

دارد.

3 روش لمس از طريق رکتال: کاربردیترين روش تش خيص

آبستنی روش رکتال است که معمولاً از 6 هفتگی به بعد

قابل استفاده مي باشد.

به طور کلی جهت تشخيص آبستنی به دو گونه

تغييرات در دام بايد توجه داشت:

:( External Sign): 1 مشاهده علائم خارجی آبستنی

اين علائم عبارتند از عدم فحلی گاو پس از 21 روز

رشد پستان  افزايش قطر عروق تغذيه کننده پستان

افزايش وزن بدن گاو و فرورفتگی اطراف دم به علت

بر روی ليگامنتهای ناحيه لگن Relaxing فعاليت هورمون

نيز مي گويند. Sin King که به اين حالت

:( Internal Sign) 2 مشاهده علائم داخلی آبستنی

برای مشاهده علائم داخلی مي بايست از روشی موسوم

به توشه رکتال استفاده نمود.

بايد توجه داشت که هيچگاه قبل از اخذ کامل

تاريخچه از دامدار اقدام به اين عمل ننماييم.

علائمی که در تشخيص قطعی آبستنی مي بايست مورد

توجه قرار گيرند عبارت است از:

: Amniotic Vesicle لمس (A

30 – در اين حالت که برای تشخيص آبستنی در 50

روزگی کاربرد دارد، در شاخ رحم يک برجستگی به

اندازه يک زرده تخم مرغ قابل لمس مي باشد. بعد از اين

محدوده زمانی و به علت بزرگ شدن بيش از حد آن، ديگر

نمیشود از اين روش استفاده نمود.

بزرگ شدن شاخ رحم: (B

در حيوانات تک زا عدم تقارن شاخهای ر حمی يکی از

مهمترين و بهترين علائم تشخيص آبستنی مي باشد . البته

مي بايست آبستنی را از حالت آبسه رحمی و پيومترا تفريق

داد.

لمس پردههای جنينی: (C

يکی از بهترين علائم تشخيص آبستنی لمس پرده های جنينی

مي باشد به صورتی که اين پرده ها بين دو انگشت دست سر

مي خورد.

: Fermatas و Whirring (D

(Middle Uterine A) 5 ماهگی عروق خونی رحمی ميانی - در 6

در شفت ايليوم يک حالت تموج و نبض مانند دارد که

ناشی از عبور خون مي باشد که به خوبی قابل لمس است.

در ماه آخر آبستنی قطر اين رگ به حدود 2 سانتی

متر مي رسد. ديواره اين رگ نازک مي شود و در نتيجه

عبور خون حالت نبض مانند قابل لمس مي باشد که به آن

مي گويند. Whirring

اين حالت در هر دو طرف وجود دارد ولی بيشتر در

سمتی قابل مشاهده مي باشد که آبستنی در آن رخ نداده

است.

در گاو: Genitalia جزئيات تغييرات

3 1 ماهگی: (1

مهمترين علامت در اين فاصله زمانی، عدم تقارن شاخ

رحم مي باشد. در اين حالت رحم به شکل يک بادکنک است

و حاوی مايعی مي باشد که زير دست لمس مي شود . اين

برجستگی در سطح پشتی شاخ رحم بسيار واضح مي باشد که

مي گويند. Dorsal Badge به آن

همچنين لمس پرده های جنينی بين دو انگشت دست يک ی

ديگر از معيارهای مهم تشخيص آبستنی مي باشد. در اين

مدور و به اندازه زرده يک تخم مرغ Amniotic Vesicle زمان

مي باشد.

2 ماهگی: / 3 5 (2

2 ماهگی به / کردن جنين از 5 Ballot علامت مشخص ديگر

بعد مي باشد که عبارت است از زدن ضربه آرام به ناحيه

پشتی رحم دارای توني سيته و حس کردن جسم سخت در

ديواره داخلی رحم.

6 5 ماهگی: (3

در اين زمان ديگر نمی توان رحم را لمس نمود زيرا رحم

به داخل محوطه شکمی مي رود و تنها مي توان ابتدای رحم

و دهانه آن را لمس آرد . در نتيجه مهمترين علامت تشخيص

5 ماهگی تغيير موقعيت محل رحم با تو جه به – در 6

تاريخ تلقيح مي باشد.

که همان لمس whirring در اين زمان از لمس تريل يا

عبور جريان خون از رگ افزايش حجم پيدا شده است (آه

به اين حالت فش فش کردن هم مي گويند )نيز مي توان

استفاده نمود.

Placentum همچنين مي توان جهت تشخيص آبستنی از لمس

نيز استفاده نمود:

4 سانتی متر مي باشد. /5 – در 5 ماهگی در حدود 5

در 6 ماهگی در حدود 6 سانتی متر مي باشد.

8 سانتی متر مي باشد. -  در 7 ماهگی در حدود 9

جهت تعيين سن جنين تا 6 ماهگی فرمولی وجود

دارد که عبارتست از:

C.R× سن جنينی بر حسب ماه = 2

عبارت است از طول جنين از جلوی سر (Crown Ramp) C.R

تا آخر بدن بر حسب اينچ

7 ماهگی: -9 (4

در اين زمان بهترين وسيله تشخيص گرفتن و لمس

اندامهای جنين مانند سر و دست حيوان مي باشد